اواخر تیرماه ۱۴۰۵ همراه با میلاد نوری، وحید فرید و رضا الفتنسب به برنامه «کافه خبر» در خبرگزاری خبرآنلاین دعوت شدیم تا درباره مسائل مرتبط با اینترنت در ایران صحبت کنیم. نتیجه این ترکیب میزگرد جذابی شد که خواندنش را توصیه میکنم. اینجا بخشهایی از صحبتهایم را از این گزارش بازنشر میکنم. ویدیوی برنامه نیز به زودی منتشر خواهد شد.
در ادبیات حقوق دیجیتال، امنیت مترادف با «تبادل آزاد، شفاف و امن اطلاعات» تعریف میشود؛ حامد بیدی در پاسخ به این پرسش که آیا سیاست فیلترینگ توانسته است چنین بستری را در کشور فراهم کند یا خیر؛ گفت: «با توجه به اینکه طی یک سال گذشته، جامعه نزدیک به یکسوم از روزهای خود را با قطع دسترسی به اینترنت سپری کرده است، باید دامنه مسئله را فراتر از بحث فیلترینگ تحلیل کرد. فیلترینگ تنها جزیی از یک تفکرانقباضی است که فضای مجازی را مطلقاً یک تهدید میپندارد.»
وی با اشاره به تنوع ابزارهای کنترلی تصریح کرد: «در کنار فیلترینگ، با زنجیرهای از مکانیزمها نظیر اختلالات سیستماتیک، محدودیت ترافیک بینالملل و حتی ممنوعیت واردات برخی تجهیزات مانند آیفون مواجه بودهایم که همگی زیر پوشش حمایت از بومیسازی اجرا شدهاند، اما در عمل اهداف خود را نقض کردهاند. در واقع، ابزار فیلترینگ به دلیل استفاده گسترده کاربران از فیلترشکنها کارآمدی خود را از دست داد و نهادهای تصمیمگیر با درک این بیاثری، به فاز قطع کامل شبکه ورود کردند؛ روندی که در بحرانهای اخیر گامبهگام عمیقتر و طولانیتر شده است.»
این کارشناس، درک برخی تصمیمگیران از مفهوم امنیت را سنتی و منسوخ دانست و افزود: «تعریف امنیت به عنوان اقدامات حذفی و مسدودسازی، متعلق به سدههای گذشته است. امنیت دیجیتال پدیدهای پویاست که به یک زیستبوم جامع نیاز دارد و با قطع کلید شبکه محقق نمیشود. سیاستهایی مانند «ایراناکسس» (محدودسازی دسترسی به شبکه داخلی) آسیبهای بسیار سنگینی برجای گذاشته که کمتر به آن پرداخته شده است. فرضیات فنی نهادها برای قطع اینترنت کاملاً نادرست بود، چرا که وقوع انواع نفوذها، حملات سایبری و حوادث امنیتی، بیارتباطی این اقدامات با حفظ زیرساختها را هم برای متخصصان و هم برای عموم مردم اثبات کرد.»
بیدی در ادامه نسبت به پیامدهای مخرب اجتماعی و فنی این سیاستها اشاره کرد و هشدار داد:
- تخریب معیشت بخش خاکستری جامعه: قطع اینترنت، شهروندان بیطرفی را که صرفاً از طریق کسبوکارهای کوچک محلی امرار معاش میکنند، متضرر کرده و خشم عمومی را به شدت افزایش میدهد.
- انسداد بروزرسانیهای امنیتی: از نظر فنی، عدم دریافت بهروزرسانیهای حیاتی برای سیستمها و سرورها در دورههای طولانی (نظیر اختلالات ۸۸ روزه)، لایههای دفاعی کشور را به شدت آسیبپذیر کرده است.
- ناامیدی ساختاری: این رویکردها اغلب جامعه را به این نتیجه میرساند که بسترهای اصلاحی مسدود است و در نهایت، به جای تأمین امنیت، به بازتولید ناامنیهای پایدار فنی و اجتماعی میانجامد.
اینترنت پرامضاترین دغدغه مردم است
در ادامه حامد بیدی از دیدگاه جامعه نسبت به سیاستهای محدودسازی اینترنت سخن گفت:«بررسی و تخمین سیگنالهای اجتماعی توسط جامعهشناسان امر پیچیدهای نیست. در طول هشت تا نه سال گذشته، بزرگترین و پرامضاترین کارزار مدنی در پلتفرم کارزار، مربوط به مخالفت با طرح صیانت با ثبت رکورد ۱ میلیون و ۱۹۷ هزار امضا بوده است که هنوز شکسته نشده است. همچنین در مدت اخیر جنگ و قطعی اینترنت، بیش از ۶۰۰ تا ۷۰۰ کارزار مستقل برای درخواست برقراری اینترنت راهاندازی شد که مجموعاً بالغ بر ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار امضا را در شرایط اختلال شبکه به ثبت رساندند؛ این موضوع نشان میدهد مسئله اینترنت، پرامضاترین دغدغه در این پلتفرم بوده و این ارقام کاملاً معنادار است.»
فیلترینگ جزو ۳ دلیل اصلی مهاجرت
بیدی با اشاره به وضعیت خروج نخبگان افزود: «بررسی وضعیت بچههایی که در ابتدای دهه ۹۰ در فضای استارتاپی فعال بودهاند، نشان میدهد که دستکم ۵۰ درصد (و به تأیید حاضرین بسیار بیشتر از آن) از کشور خارج شدهاند. این پدیده دیگر یک مهاجرت عادی برای پیشرفت شغلی و نقشه راه مشابه آنچه در هند یا چین رخ میدهد و افراد پس از کسب تجربه بازمیگردند نیست، بلکه یک «فرار» تمامعیار است. پیش از تعطیلی رصدخانه مهاجرت ایران، آمارهای نظرسنجی رسمی تایید میکردند که فیلترینگ و وضعیت اینترنت جزو سه دلیل اصلی انگیزه فرار از کشور است، اما پس از تعطیلی این نهاد، انتشار این آمارها متوقف شد و خوشبختانه صورتمسئله پاک شد.»
او در ادامه گفت:« امروز جامعه با پدیده فرار زیستبومی (Ecosystem Migration) مواجه است؛ به این معنا که دیگر بحث بر سر خروج انفرادی اشخاص نیست، بلکه شرکتها به صورت تودهوار برای دریافت ویزاهای استارتاپی جهانی و خروج از کشور اقدام میکنند و در کنار بیزینسهای داخلی، ایجاد یک کسبوکار موازی برای اخذ استارتاپویزا به یک عرف معمول تبدیل شده است. در این فرآیند، نهادهای ارزیابیکننده، جشنواره موبایل ایران، همایش آینده وب، ورکشاپها، سمینارها و رویدادهای استارتاپویکند که روزی بستر یادگیری و شور و شوق جوانان بودند، همگی نابود و تعطیل شدهاند.»
فاصله کهکشانی فناوری ایران در عصر انقلاب هوش مصنوعی
بیدی خاطرنشان کرد: «کسانی که بحران مهاجرت زیستبومی را کوچکنمایی میکنند، متوجه نیستند کشور چقدر عقب میافتد؛ آن هم در شرایطی که کشورهای همسایه و جهان با سرعت سرسامآوری در حال جذب ایده، سرمایه و نخبگان انسانی هستند. نخبگان باقیمانده در ایران، نابغههایی هستند که در شرایط تحریم، بدون امکان برگزاری کنفرانسهای بینالمللی یا ورود سرمایهگذار و منتور بینالمللی در حال فعالیت هستند. این انسداد دوجانبه، فاصله فناوری ایران با جهان را «کهکشانی» کرده است. امروز اقتصاد دانشبنیان و فناوری اهمیت حیاتی دارند و جهان در میانه بزرگترین انقلاب بشری یعنی هوش مصنوعی (AI) قرار دارد که مناسبات ژئوپلیتیک دنیا را دگرگون میکند. با این حال، هوش مصنوعی در ایران تبدیل به دکانی برای تاسیس سازمانهای موازی و دریافت بودجههای بیحاصل شده است.»
«مافیای فیلترشکن» آدرس غلط است؛ خودیها سر سفره «ذینفعان فیلترینگ» نشستهاند
حامد بیدی در تکمیل این بحث خاطرنشان کرد: «به جای اصطلاح دولتیِ «مافیای فیلترشکن»، باید از عبارت «ذینفعان فیلترینگ» نام برد. فروش ویپیان در کشور به صورت متمرکز در دست صاحبان قدرت ساختاری نیست، بلکه یک شبکه نامتمرکز است؛ اما حکمرانی فعلی اینترنت، ذینفعان بسیار کلانتری دارد که تراکنشهای سنگینتری دارند. شرکتهای تأمینکننده تجهیزات، زیرساختهای نرمافزاری و سختافزاری فیلترینگ و همچنین پلتفرمهای پیامرسان بومی که مزیت رقابتیشان صرفاً در فیلتر بودن نمونههای خارجی است و با رانت سرپا ماندهاند، ذینفعان اصلی این سفره هستند و خودیها سر این سفره نشستهاند.»
حامد بیدی در آخر برای جمعبندی گفت:«سیاست فیلترینگ از دهه هشتاد شکستخورده بوده است. هزینههای تحریم و نابودی اقتصاد دیجیتال (که حدود ۶ تا ۷ درصد اقتصاد کشور اعلام شده) برای بخشی از سیستم در اولویت حل وفصل نبوده و آنان منافع خود را فراتر از رفاه شهروندان میدانند و تحریم را نعمت میداند و حاضر به پذیرش پیامدهای خطرناک ادامه این روند و اعتراض مردم نیستند».







دیدگاهتان را بنویسید