حکمرانی اینترنت لای دست و پای مردم

حکمرانی اینترنت، لای دست و پای مردم (یادداشتم در مجله مدیریت ارتباطات)

یادداشت زیر را برای ماهنامه مدیریت ارتباطات نوشتم که در شماره ۱۹۳ این مجله اوایل تیرماه ۱۴۰۵ منتشر شد. توضیحات بیشتر درباره این شماره را می‌توانید اینجا بخوانید و نسخه چاپی آن را از اینجا بخرید. متن کامل یادداشت را با اجازه سردبیر اینجا بازنشر می‌کنم.

«حسین درواری» می‌گفت با کوادکوپتر آمده‌اند بالای سرش و احتمالش هست او را هم بگیرند. ما می‌خندیدیم و می‌گفتیم خیالاتی شده. هر چند در دلمان می‌دانستیم که آن روزها هیچ چیز بعید نیست. اتاقکی داشت ته حیاط که آنجا بساطش را پهن کرده بود و چند ساعت بعد با چند ماشین ریخته بودند آنجا و برده بودنش. حسین یک نخبه تمام عیار بود و مثلش را ندیده بودم. تمام رفتار شبکه و اختلالاتش را رصد و با نام واقعی‌اش منتشر کرده بود و این موضوع از آنچه داشت آن سال‌ها در زیرساخت شبکه آماده‌سازی می‌شد پرده برمی‌داشت. من همیشه خیال می‌کردم این نام مستعارش است و بعید است کسی جرأت کند با نام واقعی‌اش چندین مستنداتی را به صورت مستمر منتشر کند و در شبکه‌های اجتماعی درباره‌اش حرف بزند! او خیلی چیزها را زودتر پیش‌بینی کرده بود و می‌گفت با این روند چیزی از اینترنت باقی نخواهد ماند. در میانه اعتراضات جنبش مهسا امینی، با اتهام اولیه شعارنویسی روی دیوار او را که از اتاقش کمتر بیرون می‌آمد بازداشت کردند. وقتی چند ماه بعد از اتهامات عجیبی مثل جاسوسی تبرئه و آزاد شد، دیگر مثل سابق نبود.

این خلاصه ماجرای یکی از نخبگانی بود که آن‌سالها گرفته بودنش و موضوع جلسات بازجویی‌اش فعالیت‌های آگاهی بخش او در زمینه دسترسی آزاد به اینترنت بود. از آن دوران تا امروز ده‌ها نفر از متخصصان شبکه و امنیت و فناوری اطلاعات بازداشت یا بازجویی شده‌اند، هر کدام از دیگری عزیزتر. چنین برخوردهایی بسیاری از آن‌ها را ناامید و بی‌انگیزه و ساکت کرده و برخی از آنها ماجرت کرده‌اند. در ذهنم نام‌های آرین اقبال، جادی میرمیرانی، میلاد نوری، محسن طهماسبی، عادل طالبی، سگارو، سعید سوزنگر، مرضیه ادهم، وحید فرید و… را مرور می‌کنم و از خودم می‌پرسم چقدر طول می‌کشد در یک کشور نخبگانی مثل اینها دوباره رشد کنند؟ کسانی که سال‌ها مشغول یادگیری و فعالیت و آموزش مهارت‌های ارزشمندی در زمینه فناوری اطلاعات بوده‌اند و از سر دغدغه برای دسترسی آزاد به اینترنت وقت گذاشته‌اند.

اغلب متخصصان فنی زمانی شروع کردند به حرف زدن درباره اینترنت در جامعه، که خودشان خسته شده بودند از انواع اختلالات و فیلترینگ و سیاست‌های بی سر و ته اعمال شده بر شبکه که مستقیما حرفه و تخصص آنها را تحت تأثیر قرار می‌داد. البته برای آزار دیدن از این وضعیت در ایران لازم نیست حتما متخصص فناوری اطلاعات باشید، آن زن خانه‌دار روستایی هم که صفحه اینستاگرامش پنجره‌ای بود برای فروش محصولات خانگی، آن نوجوانی که در شهری کوچک (مثل نوجوانی خودم) یوتیوب و منابع اینترنتی برایش بهترین ابزار بود برای یادگیری برنامه‌نویسی، آن جوانی که کسب و کار نوپایش به لطف ابتکار عملش در شبکه‌های اجتماعی تنه بر تنه رقبای غول‌آسایش می‌زد، آن طراح فریلنسری که به رغم تحریم‌ها با شرکتی خارجی همکاری داشت و حتی آن کودکی که تمام علاقمندی و سرگرمی‌اش بازی‌های آنلاین معروف بود، سال‌هاست می‌دانند که یک جای کار در اینترنتی که ما استفاده می‌کنیم می‌لنگد. تازه اگر مسئولان قیم صلاح بدانند و ما را شایسته دسترسی به همین اینترنت نیم‌بند بدانند.

سال ۱۴۰۰ که بحث تصویب طرح صیانت در مجلس داغ بود، موج عظیمی به راه افتاد در مخالفت با این طرح و بیش از یک میلیون نفر کارزاری را در اعتراض به محدودسازی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی امضا کردند. اتفاق کم‌نظیری در جامعه افتاده بود و از انجمن‌های صنفی و نهادهای مدنی تا استارتاپ‌ها و پلتفرم‌ها در کنار این موج خودجوش و نامتمرکز ایستادند. اما «آن‌ها» تصور می‌کردند کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است و احتمالا ماجرا مربوط به توطئه‌های بیگانه و چند کنشگری است که در توئیتر و شبکه‌های اجتماعی دارند شلوغش می‌کنند. در حالی که ماجرا جنس دیگری داشت: هر شهروند، شخصا متوجه شده بود که اینترنتش سرشار از اختلال شده و تجربه فیلترینگ‌های قبلی نشان می‌داد این مسیر حکمرانی به کجا می‌انجامد. تصمیمات نظام حکمرانی در زمینه اینترنت آنجا دچار چالش می‌شد که زندگی مردم عادی را تحت تأثیر قرار می‌داد! اگر توئیت یا ویدیوی کنشگران حق دسترسی آزاد به اینترنت فیواستار و وایرال می‌شد، نه به خاطر علاقمندی مردم به موضوعات فنی یا حقوقی ماجرا یا اعتراض به ایدئولوژی حاکم، که به این خاطر بود که به قول اسلاونکا دراکولیچ، «امور پیش پا افتاده زندگی روزمره» دچار مشکل شده بود. سرنوشت تصمیماتی که مردم را از زندگی بیاندازد مشخص است و این ربطی به توهماتی مثل نفوذ شبکه‌های جاسوسی معاندین از طریق کنشگران در جامعه نداشت! کنشگران دسترسی به اینترنت آزاد حداکثر سخنگویان غیرسازمان‌یافته جامعه بودند که درباره آینده هشدار می‌دادند.

خاطرم هست آن روزها که هر روز خبر جدیدی از مجلس درباره طرح صیانت می‌رسید، متخصص آی‌تی حقوقدان شده بود، حقوقدان متخصص شبکه شده بود، اعضای نهادهای صنفی مربوط به کسب و کارهای اینترنتی مسلط بر سند GDPR اروپا شده بودند و متخصص علوم ارتباطات مسلط بر ساختار تشکیلاتی مجلس شده بود. از آن روزها تا امروز، بسیاری از متخصصان و نخبگان به جای آن که کار اصلی خودشان را بکنند، ناچار شدند درباره خطرات و ابعاد قطع اینترنت و اختلالات و فیلترینگ حرف بزنند. کسانی که در شرایط عادی، مثل سایر متخصصان جهان باید به دنبال فناوری‌های جدید می‌بودند و مهارت‌هایشان را صرف توسعه زیرساخت‌ها و نرم‌افزارها و ایده‌های نوپدید می‌کردند، هزاران ساعت را صرف پیدا کردن راه‌های جدید دور زدن فیلترینگ می‌کردند. بازی موش و گربه اعمال روش‌های جدید فیلترینگ و ابداع روش‌های جدیدتر دور زدن آن، دانش تخصصی این حوزه را در ایران آنچنان رشد داده که در چین و روسیه هم مورد استفاده متخصصانش قرار گرفته است! از آن سو دانش عمومی درباره دور زدن فیلترینگ در سطح جامعه چنان گسترده شده است که استفاده از اصطلاحات تخصصی مربوط به پیچیده‌ترین پروتکل‌های شبکه میان مردم کاملا رایج شده؛ گویی درباره نقل و نبات حرف می‌زنند.

این در حالی است که انبوهی از مسائل حل نشده چه در میان متخصصان و چه در جامعه مدنی در مواجهه با پدیده پیچیده اینترنت وجود دارد که کسی هنوز مجال صحبت درباره آن را نیافته. کمتر متخصصی در سمت جامعه جرأت می‌کند درباره ابعاد پیچیده حکمرانی دیجیتال صحبت کند، مبادا که مورد سوءاستفاده صیانتگران قرار بگیرد. بحث‌های جدی درباره ابعاد مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌ها، حقوق دیجیتال در عصر هوش مصنوعی، راهکارهای پایدار امنیت سایبری، شیوه‌های اصولی توسعه اکوسیستم استارتاپی با رویکرد بین‌المللی و ده‌ها عنوان مهم دیگر زیر سایه تهدیدهای مستمر قطع اینترنت و فیلترینگ و سیاست‌های سلبی حکمرانی قرار گرفته و جامعه -به حق- درباره آنها سکوت کرده است.

از آن سو در روزهایی که فناوری تبدیل به یکی از سنجه‌های اصلی توسعه در جهان شده و هوش مصنوعی مناسبات قدرت را در آینده نظام جهانی تعیین می‌کند، متخصصان ما همچنان باید درباره بدیهیاتی مثل آسیب‌های قطع اینترنت و مضرات فیلترینگ حرف بزنند. در روزگاری که میلیاردها دلار صرف سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌شود و هر هفته آپدیت‌های جدید مدل‌های هوش مصنوعی همه را شگفت‌زده می‌کند، اینجا چند پروژه رانتی با برچسب تقلبی هوش مصنوعی رونمایی می‌شود که یعنی ما هم داریم روی این موضوع کار می‌کنیم و متخصصان واقعی را همزمان می‌خنداند و می‌گریاند. در حالی که رقابت‌های بین‌المللی بر سر برگزاری کنفرانس‌ها و نمایشگاه‌های بزرگتری برای یادگیری مبتنی بر مشارکت و هم‌افزایی متخصصان از کشورهای مختلف است، اینجا بسیاری از رویدادهای مستقل فناوری جمع شده‌اند (یا جمعشان کرده‌اند) و سطح برگزاری بزرگترین رویدادهای فناوری‌مان در حد یک نمایشگاه دانشجویی خلوت و کم‌رفت‌وآمد است. وقتی خبر خرید سهام یک استارتاپ ترکیه‌ای توسط یک شرکت سرمایه‌گذاری اماراتی را می‌شنویم، یادمان می‌آید که چه بلایی سر ارزش‌گذاری و خرید استارتاپ‌های بزرگ ایرانی توسط نهادهای حاکمیتی آمد. در سالهایی که حجم سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران به زحمت به دویست میلیون دلار غیرشفاف و آغشته به رانت رسیده، کشورهای همسایه ۱.۵ میلیارد دلار، کشورهای آسیای شرقی و اروپایی نزدیک به ۱۰ میلیارد دلار، و چین و هند ده‌ها میلیارد دلار سرمایه خطرپذیر برای اکوسیستم فناوری و استارتاپیشان جذب کرده‌اند و ایالات متحده با بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خطرپذیر همچنان پیشگام است. در چنین زمینه‌ای حکمرانان ما از حکمرانی فقط به قطع اینترنت و توزیع رانت فکر می‌کنند و حضور سرمایه‌گذاران و متخصصان خارجی را پروژه نفوذ می‌دانند و به این ترتیب نه فقط فناوری در ایران را، که سرنوشت تمدن ایران در جهان را دچار تهدید موجودیتی می‌کند.

  • یادداشت قبلی‌ام را در مجله مدیریت ارتباطات با عنوان «استقلال، آزادی، اینترنت» اینجا بخوانید.

منتشر شده در تاریخ

در موضوع

, ,

توسط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *