نسترن فرخه برای گزارشی که با عنوان «متولدان دهههای ۶۰ و ۷۰؛ هنوز نگران کار» در روزنامه شرق منتشر کرد، گفتوگویی با من داشت تا از نگاه کسب و کارهای استارتاپی به این موضوع بپردازم. این گزارش با روتیتر «متولدان دو دهه، از ناامنی شغلی، دشواری پیداکردن کار و ترس از تعدیل در میانه مسیر شغلی میگویند» یازدهم مهرماه ۱۴۰۵ در این روزنامه منتشر شد و در آن روایتهایی منتشر شده که اغلب حس ناامنی شغلی و عقبماندن متولدین دهه شصت را نسبت به نسل جدید تأیید میکند.. من بخشهایی از صحبتهایم را در این گزارش اینجا بازنشر میکنم. برای مطالعه نسخه کامل این گزارش میتوانید به وبسایت شرق مراجعه کنید.
ترس ازدستدادن شغل، حتی بعد از سالها شاغلبودن، هنوز نگرانی اصلی بسیاری از متولدین دهههای ۶۰ و ۷۰ است. حتی بخشی از آنها به سالهای بازنشستگی نزدیک میشوند و با این حال هنوز این ناامنی شغلی را تجربه میکنند. بعضی از آنها میگویند دیگر فرصتی برای ریسککردن ندارند و باید تا آخرین سالهای زندگی برای تأمین هزینه زندگی به کار ادامه دهند.
دههشصتیها یک روز بازار را تغییر دادهاند
«حامد بیدی»، مدیر استارتاپ اجتماعی کارزار، به دلیل فعالیتش در حوزه فناوری و مسائل اجتماعی، با نسلهای مختلفی ارتباط دارد و در مورد تفاوت حضور متولدان دهههای ۶۰، ۷۰ و ۸۰ در بازار کار به «شرق» میگوید: «مسئله، تا حد زیادی همان تفاوت کلاسیک میان نسلهاست. هر نسل جدیدی که وارد بازار کار میشود، به دلیل اقتضائات سنی، زمان بیشتری که در اختیار دارد و آشنایی بیشتر با فناوری، بهطور طبیعی نسلهای قبلی را نگران میکند. زمانی که دههشصتیها وارد بازار کار میشدند، بحث زیادی درباره آنها در ایران شکل گرفته بود. از منظر سیاسی و اجتماعی از آنها بهعنوان نسل سوم نام برده میشد و در حوزههای مختلف پیشگام بودند. آن زمان تازه اینترنت آمده بود و استفاده از کامپیوتر در حال فراگیرشدن بود. هر جایی که این نسل وارد میشد، با کمک ابزارهای دیجیتال و کامپیوتری جدید، مناسبات و قواعد قبلی را برهم میزد و به همین دلیل به ابتکارعملهای اینچنینی شناخته میشدند. همین اتفاق امروز درباره دهههشتادیها در حال رخدادن است. بسیاری از دهههشتادیها، بومی دیجیتال هستند؛ به این معنا که از ابتدای زندگی با اینترنت و دسترسی به تلفن همراه مواجه بودهاند. این مسئله میتواند در نگرش افراد، مهارتهای عمومی و توانایی کار با فناوری و همچنین میزان آگاهی عمومی نسبت به موضوعات مختلف تأثیر بگذارد. بنابراین بازیگران جدیدی که بر فناوری تسلط بیشتری دارند، میتوانند نقش پررنگتری در بازار کار ایفا کنند. هر نسلی وقتی وارد بازار کار میشود، بازیهای قبلی را برهم میزند و ابتکارعملهای جدیدی را روی میز میگذارد. کمااینکه دههشصتیها هم نسبت به نسلهای قبلی خودشان چنین وضعیتی داشتند».
بیدی به شرایط کاری این دههها اشاره میکند: «دهه شصتیها معمولا مسئولیتهای بیشتری در زندگی شخصی دارند و در مقایسه با دهه هشتادیها زمان کمتری برای بهروزکردن مهارتهای خود دارند، درحالیکه جوانترهایی که مشغلههای کمتری دارند، به محض اینکه یک بهروزرسانی نرمافزاری یا خبر جدیدی در هر زمینهای میآید، سریع میتوانند آن را بررسی کنند، یاد بگیرند و در کار و حرفهشان به کار ببرند. در کنار مسئله فناوری، جسارت و رویکرد نسلهای جوان اهمیت دارد که تصویر اجتماعی این نسل با جسارت بیشتر گره خورده است».
با افزایش سن، قدرت ریسکپذیری کم میشود
بیدی از تفاوت میزان اضطراب بین این دههها میگوید: «فردی که خانواده و تعهدات مالی بیشتری دارد، در صورت از دست دادن شغل با هزینه و نگرانی بیشتری مواجه میشود؛ در مقابل، یک فرد جوانتر ممکن است هنوز ازدواج نکرده باشد یا با خانواده زندگی کند و در نتیجه، در صورت ازدستدادن شغل، برای مدتی امکان تحمل شرایطش بیشتر است. این فراغت بال باعث میشود فرد بتواند ریسکهای بیشتری هم کند و ناگفته پیداست که اساسا اگر افراد بتوانند ریسکهای بیشتری کنند، احتمالا امکان رشد و جهش آنها بیشتر میشود. در مقابل، افرادی که درگیری بیشتری با زندگی، هزینهها و مخارجی که باید تأمین کنند دارند، قدرت ریسکپذیریشان کمتر میشود و این باعث میشود دیرتر و کمتر سراغ مهارتهای جدید بروند. البته غیر از بحث فناوری و ارتقای مهارتها، خصوصاً در حوزه استارتاپها و فناوری اطلاعات که این موضوع خیلی ملموستر است، شاید در حوزه صنعت، تجارت یا بخشهای دیگر بازار متفاوت باشد. مثلا در حوزه تجارت ممکن است هنوز دهه شصتیها تازهوارد حساب شوند و حتی نتوانسته باشند بازی را بهطور کامل از بخش سنتی بگیرند. همانطور که در سیاست نیز همینطور است و هنوز نتوانستهاند بازی را از نسلهای پیشین بگیرند».
بیدی در ادامه صحبتهایش این را هم اضافه میکند: «تجربه من از مواجهه با دهه هشتادیها، خصوصا در فضای کار و بازار کار و همچنین در فضای آموزش، نشان داده که اتفاقا با کمبود تجربه و کمبود فضاهایی مواجهاند که بتوانند خودشان را در آن به اثبات برسانند و چیزهایی از اجتماع یاد بگیرند. بخش مهمی از زندگی دهه هشتادیها در دوره کرونا گذشته و پس از آن نیز این نسل با جنگ، ناآرامیها و اعتراضات و در مجموع جامعهای پرتنش مواجه بوده است. این دوره زمانی برای اجتماعیشدن افراد، تجربهکردن، آزمون و خطا و حضور در محیطهای کاری و کارآموزی بسیار مهم است و دهه هشتادیها بخشی از این فرصتها را از دست دادهاند. درحالیکه دهه شصتیها دوران دانشجوییشان تقریبا همزمان با دولت اصلاحات و فضاهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن دوره بود و فرصتهای زیادی برای آزمون و خطا داشتند. دهه هشتادیها چنین فرصتی نداشتند و الان بهشدت تشنه فضاهایی از جنس کارآموزی، آزمون و خطا و فعالیتهای اجتماعی هستند».







دیدگاهتان را بنویسید