دانشجویان دانشگاه تهران پس از انتشار خبری درباره رفع فیلترینگ یوتیوب ویژه دانشجویان در این دانشگاه، نشستی با عنوان «رفع فیلترینگ یوتیوب برای دانشجویان: دسترسی ویژه یا حق همگانی؟» در تاریخ ۲۴ آبان ۱۴۰۴ در تالار گفتگوی دانشکده علوم اجتماعی برگزار و از من برای گفتگو دعوت کردند. در این صفحه بخشی از گزارش زومیت را از این نشست بازنشر میکنم، با این توضیح که گزارشهایی از این نشست در نشریه پیوست و روزنامه تعادل و چند رسانه دیگر نیز منتشر شده است.
در نشست «رفع فیلتر یوتیوب برای دانشجویان» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، که با حضور حامد بیدی، مدیرعامل پلتفرم کارزار، و باقر انصاری، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، برگزار شد، ابعاد مختلف سیاست دسترسی محدود و طبقهبندیشده به اینترنت بررسی شد.
حامد بیدی، مدیرعامل کارزار، در صحبتهای خود رفع فیلترینک یوتیوب دانشگاه تهران را نه یک امتیاز، بلکه بخشی از روندی بزرگتر دانست که سالهاست در سیاستگذاری فضای مجازی دنبال میشود؛ روندی که اینترنت را امری تهدیدآمیز تلقی میکند و هدفش محدودسازی مرحلهبهمرحله دسترسی عمومی است.
بیدی تاکید کرد که موضوع عدالت آموزشی، فقط به امکان دیدن ویدئوهای آموزشی مربوط نمیشود؛ مساله اصلی، «فهم نادرست از ماهیت پلتفرم» و بازتولید دیوارهای جدید در فضایی است که ذاتاً برای اشتراک دانش و مشارکت جمعی طراحی شده. به باور او، یوتیوب در جهان نقش یک دانشگاه آزاد را ایفا میکند، اما سیاستگذاری در ایران تلاش دارد آن را دوباره به داخل دیوارها برگرداند.
به گفته بیدی، «برخلاف تصور برخی سیاستگذاران، اعطای دسترسی به یوتیوب برای یک گروه محدود، مصداق روشن اینترنت طبقاتی است.» او توضیح داد که طبقاتی بودن الزاماً به معنای طبقات اجتماعی کلاسیک نیست؛ بلکه هرجا دسترسی مبتنی بر «جایگاه» تعریف شود، نوعی طبقهبندی شکل میگیرد. او افزود که ماهیت یوتیوب با رسانهای یکطرفه تفاوت اساسی دارد: «یوتیوب فقط جایی برای دیدن ویدئو نیست؛ مشارکت جمعی است که آن را تبدیل به بزرگترین دانشگاه دنیا کرده. شما فقط مصرفکننده نیستید، تولیدکنندهاید. اگر دانشجویی محتوای آموزشی تولید کند، این محتوا باید در دسترس عموم باشد، نه فقط دانشجویان یک دانشگاه.»
مدیرعامل کارزار با اشاره به این که برخی مدیران هنوز پلتفرمها را «رسانههای غربی» میدانند، ادامه داد: «این تلقی باعث شده یوتیوب و شبکههای اجتماعی را مثل یک شبکه تلویزیونی ببینند. در حالی که ماهیت این فضا تعامل، مشارکت و تولید محتواست. محدود کردن آن به داخل دانشگاه، اساساً کارکردش را از بین میبرد.»
بیدی یادآوری کرد که سیاست اینترنت طبقاتی، موضوع تازهای نیست و در مصوبات مختلف از اینترنت سازمانی تا اینترنت اضطراری سالها مطرح بوده است: «در طرح صیانت هم این ایده وجود داشت که بر اساس احراز هویت و دستهبندی کاربران، سطح دسترسیها متفاوت شود. حتی مفهومی به اسم اینترنت اقشار مطرح شده بود.»
او گفت این سیاست را باید در کنار سایر قطعات پازل دید: «وقتی ترافیک خارجی چند برابر گرانتر از داخلی میشود، وقتی اختلالهای تعمدی در ساعات خاص ایجاد میشود، و وقتی پهنای باند جهانی محدود میشود، همه اینها بخشی از همان مسیر است؛ مسیری که هدفش دور نگاه داشتن اینترنت جهانی از دسترس عموم مردم است و همزمان، اعطای امتیازهای موردی به گروههای خاص.»
به گفته بیدی، این امتیازها کارکرد دوگانه دارند: «هم رانت اجتماعیاند، هم اهرم فشار. میشود این دسترسی را برای مدتی به دانشجو یا کسبوکار یا استاد دانشگاه داد و هر موقع لازم شد، قطعش کرد.» او هشدار داد که نتیجه نهایی چنین روندی، تضعیف توان مقاومت جامعه است: «وقتی بخشهایی از مردم به اینترنت آزاد دسترسی داشته باشند و دیگر نیازی به فیلترشکن نداشته باشند، در لحظه بحران کافی است دکمه را بزنند. جامعه بدون ابزار میماند.»
اینترنت طبقاتی روزنهای برای رفع فیلترینگ نیست
مدیرعامل کارزار در ادامه به چالشهای حقوقی نیز اشاره کرد و گفت: «هیچ مقام اداری نمیتواند دستور قضایی را لغو کند، اما الآن تصمیم درباره فیلترینگ را بردهاند به شورای عالی فضای مجازی، در حالیکه هیچ ماموریتی برای چنین کاری ندارد. این مسیر از نظر حقوقی محل اشکال است.»
او با انتقاد از سپردن تصمیمهای حیاتی به نهادی با ترکیب غیرمتوازن افزود: «شورای عالی فضای مجازی ۲۷ عضو دارد که فقط ۷ نفر دولتی هستند. معلوم است که تصمیمگیری در آنجا قفل میشود. چرا باید کنترل یک موضوع مهم را به نهادی سپرد که اساساً ماموریتش توسعه شبکه مستقل از اینترنت جهانی بوده؟»
او جمعبندی کرد: «اینترنت طبقاتی روزنهای برای رفع فیلترینگ نیست؛ بخشی از مسیر تثبیت محدودیت دائمی است. نباید اجازه دهیم این قطعه جدید، تصویر بزرگ و نگرانکنندهای را که سالهاست ساخته شده کاملتر کند.»






دیدگاهتان را بنویسید