برنامه جامع مشترک علیه حقوق دیجیتال ایرانیان

دیدن آینده ایران از عینک واقعیت‌های «افزوده» (یادداشتم در مجله مدیریت ارتباطات)

یادداشت زیر را برای ماهنامه مدیریت ارتباطات نوشتم که در شماره ۱۹۶ این مجله اوایل مهرماه ۱۴۰۵ منتشر شد. نسخه چاپی این مجله را می‌توانید از اینجا بخرید. متن کامل یادداشت را با اجازه سردبیر اینجا بازنشر می‌کنم.

دو نفر عینک‌های واقعیت افزوده Meta Quest به چشم داشتند و انگار با هیجان و شگفتی داشتند به آینده نگاه می‌کردند. این تصویر از کمپین تبلیغاتی فراگیر یکی از اپراتورهای همراه هنوز روی در و دیوار این شهر مانده است. این تصویرسازی از قضا انتخاب بسیار هوشمندانه‌ای برای نمایش نسبت فناوری با شهروندان ایرانی داشت: سیستم عامل عینک‌های متا به خاطر تحریم با اینترنت ایران بالا نمی‌آید و به‌روز نمی‌شود. البته اگر هم تحریم نباشیم، باز هم نمی‌توانید از امکانات آن استفاده کنید، زیرا باید با حساب فیسبوک وارد آن شوید که فیلتر است. اگر فیلترینگ را هم دور بزنید باز هم نمی‌توانید از اغلب اپلیکیشن‌ها و بازی‌های معروف آن استفاده کنید، چون پول ما ایرانیان هیچ ارزشی در درگاه‌های پرداخت بین‌المللی ندارد که با آن بتوانیم خدمات غیررایگان را بخریم. نماد کاملی از وضعیت ما برای ساختن آینده‌ای که در آن قرار است هیچ‌کس تنها نباشد.

تصویری از کمپین تبلیغاتی همراه اول

گفته می‌شود هدف تحریم‌ها ایجاد نارضایتی و خشم بیشتر میان ایرانیان است تا در نهایت در قالب انواعی از اعتراضات منجر به تغییر نظام یا رفتار آن در برابر آمریکا شود. مطمئن نیستم هدف تحریم‌ها این باشد، اما می‌دانم تحریم فناوری خصوصا در خدمات اینترنتی حتما منجر به افزایش خشم و نارضایتی ایرانیان می‌شود. وقتی شهروند ایرانی گزینه ایران را در فهرست کشورهای یک سرویس پیدا نمی‌کند، پولش را هیچ درگاه پرداخت بین‌المللی‌ای به رسمیت نمی‌شناسد، و حتی در موارد زیادی کل یک وبسایت به روی آی‌پی او بسته شده است، حتما ممکن است کاسه صبر او سرریز شود. اما سوالی که برایم پیش می‌آید این است که چرا نظام حکمرانی ما هم با انبوهی از فیلترینگ‌ها و اختلالات و قطعی‌های اینترنت در لبریز کردن کاسه صبر شهروندان به نظام سلطه کمک می‌کند؟!

پیش‌تر هم گفته بودم که به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا با وجود تمام دشمنی‌ها و اختلافاتشان بر سر یک موضوع تفاهم دارند و برای نقض حقوق دیجیتال ایرانیان برنامه جامعه مشترکی تدوین کرده‌اند! فکر می‌کنم ایده بدی نباشد که برای پایان دادن به جنگ در میز مذاکرات از همین‌جا به عنوان نقطه تفاهم شروع کنند. نظام ایران نگران حکمرانی خود در زمین پلتفرم‌های آمریکایی است و علی‌الظاهر برای همین آنها را فیلتر کرده است. حتی بسیاری از سیاستگذاران در شورای عالی فضای مجازی و مرکز ملی و نهادهای امنیتی زیرساخت اینترنت را هم آمریکایی می‌دانند و اصلا ایده شبکه ملی اطلاعات را مبتنی بر همین «استقلال» از شبکه‌ها و خدمات «بیگانگان» طراحی و اجرا کرده‌اند. از آن سو شرکت‌های بین‌المللی هم که دنبال دردسر نیستند و ترجیح می‌دهند ریسک تحریم‌های ثانویه و اتهام ارائه خدمات به کشورهای تحت تحریم را از خود دور کنند و نه تنها هیچ همکاری و تراکنش مالی‌ای با ایرانیان برقرار نمی‌کنند، که حتی به کلی وبسایت خود را به روی ایرانیان بسته‌اند. دولت آمریکا هم تصور می‌کند اگر تحریم‌های فناوری و پلتفرم‌های آنلاین شامل حال مردم ایران شوند، ایرانیان زیر میز می‌زنند و بازی را به نفع آنها تغییر می‌دهد و طبق تجربه برای رسیدن به این هدف حد و مرز خاصی نمی‌شناسد. خب، به نظر می‌رسد برنامه جامع مشترک برای نقض حق دسترسی آزاد ایرانیان به اینترنت و عقب‌ماندگی مردم ایران در بهره‌مندی از فناوری‌های روز می‌تواند گام اول یک توافق بزرگ باشد. توافقی علیه منافع مردم ایران!

اما اجازه دهید عینک‌های واقعیت افزوده را همانطور خاموش به چشم بزنیم و این‌بار دنیای موازی را تصور کنیم. نظام حکمرانی ما می‌تواند یک دودوتا چهارتا بکند و زیان‌های ناشی از عقب‌ماندگی فناوری را محاسبه کند. در گام اول فیلترینگ را بردارد و بپذیرد بازی دنیای رسانه‌ها و افکار عمومی عوض شده و دیگر اینترنت را به هر بهانه‌ای قطع نکند. بعد به دیپلمات‌ها بگوید روی میز مذاکرات واقعی (نه نمایشی) برای رفع تحریم‌ها، پروپوزالی برای رفع تحریم‌های فناوری در سطح شهروندی و تعریف منافع مشترک فی‌مابین در حوزه فناوری کنار پروپوزال‌های سنگین رفع تحریم نفتی و بانکی بگذارند. پروپوزالی شامل سرمایه‌گذاری روی دیتاسنترها و ایجاد هاب‌های فناوری و امکان حضور فعال نقش‌آفرینان بین‌المللی اقتصاد دیجیتال در ایران در ازای بهره‌مندی از مواهب مالی آن. با یک بده‌بستان هوشمندانه می‌توانند به راحتی گوی رقابت را در این زمینه از کشورهای منطقه و به خصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس برباید و بستر مناسب برای یک انقلاب فناورانه در ایران را مهیا کند، به گونه‌ای که کل منطقه را از نظر زیرساختی، تبادل داده، دیتاسنترها و همینطور خدمات استارتاپی و پلتفرم‌ها وابسته به خود کند و یک همبستگی امنیت‌ساز واقعی با همسایگانمان شکل دهد. رقابت چین و آمریکا احتمالا پیشنهادات جذابی را از سوی سرمایه‌گذاران در این زمینه مهیا خواهد کرد و منافع نقش‌آفرینان جهانی مثل سایر کشورها باعث پاسخگویی و پذیرش قواعد نوین حکمرانی ما از سوی آنها خواهد شد. همزمان در قالب یک طرح تسهیل کسب‌وکارهای نوپا، موانع را از جلوی پای کنشگران فناوری و کارآفرینان کوچک و بزرگ بردارد و با تسهیل جذب سرمایه‌های خارجی و دور کردن نگاه صرفا امنیتی و نظامی و انتظامی از این فضا، اکوسیستم استارتاپی تخریب‌شده را آواربرداری و نوسازی کند. علاوه بر این با تخصیص بودجه ویژه‌ای روی آموزش فناوری اطلاعات در تمام شهرها، به خصوص شهرهای کوچکتری که بحران اشتغال جوانان با بحران کمبود آب عجین شده، نسل جدیدی از متخصصان فناوری را پرورش دهد تا در کنار نسل‌های توانمند پیشین که هنوز در ایران مانده‌اند، جنبش فریلنسری بین‌المللی را رقم بزنند، آنگونه که جوانان هندی امروز پیشگام شده‌اند. در این جهان موازی، بسیاری از متخصصان مهاجرت‌کرده با تجربیات تراز اول هم بازخواهند گشت. با بازنگری‌های مشابه در سایر حوزه‌های سیاسی و اجتماعی، می‌توان کم‌کم می‌توان به آینده امیدوار بود و به سوی کشوری آباد و آزاد گام برداشت.

هر چند، بر خلاف این دنیای موازی زیبا و شوق‌انگیز، با دست‌فرمان فعلی حکومت‌های ایران و آمریکا، به نظر نمی‌رسد جز همان برنامه جامع مشترک علیه حقوق دیجیتال مردم ایران توافق دیگری در کار باشد. اما دلیلی ندارد ما به فردایی بهتر فکر نکنیم، برایش برنامه‌ریزی نکنیم و آماده نباشیم. تاریخ ما را امیدوار نگه می‌دارد.

این پست در تاریخ

در موضوع

و و

توسط

منتشر شده است. از شما دعوت می‌کنم درباره

هم بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *