« بعد از صدا | صفحه اول | تغییرات »
گردش در میدان دی اِن اِی
یکشنبه ؛ ۹/دی/۸۶

می چرخیم و می خندیم و می گرییم

می‌چرخیم و می‌گرییم. می‌چرخیم و می‌خندیم. دور میدان DNA. و آدمها تعجب می‌کنند از اینکه بیش از یک دور، می‌چرخیم دور میدان کوچک شهر. تو گفتی بچرخیم؛ و من فرمان را چرخاندم. و همه چیز شروع شد. و چرخیدیم و گریستیم. و چرخیدیم و خندیدیم. مثل دیوانه‌ها. دور میدانی که مهتابی‌های نورانی در آن به هم پیچیده‌اند. میدانی که انتهای یک راه بود و ابتدای یک بزرگراه. و من هنوز نمی‌دانم کی قرار است به سمت یکی از خیابان‌های دور میدان بپیچم. تو هم نمی‌دانی. اما می‌چرخیم همچنان دور میدان DNA. دی ان ای یعنی قرار بوده این‌طور باشد. و ما آلوچه ترش می‌خوریم. پیتزای هات می‌خوریم. بستنی یخ می‌خوریم. غصه‌ی داغ می‌خوریم. هوای خنک می‌خوریم. و حتی گاه حسرت می‌خوریم. مثل دیوانه‌ها. دور میدانی که ما را جادو کرده. فرمان دست من است اما تو فرمان می‌دهی. و نقش مارپیچ مهتابی‌ها در چشمانمان، هیپنوتیزم شده‌ایم. من در آینه فقط تو را می‌بینم. و تو سرگیجه می‌روی. دست در دست. چشم در چشم. می‌چرخیم دور میدانی که قرار بوده این طور باشد...

حاشیه1بالاخره نهم دیماه هم رسید. اینجا نهم دیماه، تو به دنیا آمدی، دختر عجیب! و من از آغاز پاییز که به دنیا آمدم منتظرت بودم! تا بیایی و به جان هم بیافتیم! یادت هست وقتی آمدی هیچ برگی برای خودم نگذاشته بودم. و تو آرام آرام آمدی و نشستی. و من سفید شدم. سحر جان، تولدت مبارک... ممنون به خاطر همه چیز و همه چیز و حتی هیچ چیز.

 بخش نمونه طراحی های گرافیک به روز شد.

لطفا برای اطلاع از به روز رسانی سایت و وبلاگ ایمیل خود را در خبرنامه ثبت کنید. روی لینک آرشیو و امکانات کلیک کنید تا فرم ظاهر شود!


نوشته شده توسط حامد ساعت 18:56
لینک مطلب
TrackBacks (0)





(استفاده از HTML مجاز است)


لیلا
دوشنبه، ۱۵ بهمنماه ۱۳۸۶، ۹:۵۳ صبح

والا من مطلب تغییراتتو نخوندم ، یعنی توی آرشیوت نرفتم . ولی همین مطلب عمق تغییراتو و فاجعه رو نشون می ده :)

http://leylaa.com - dreamer2157@yahoo.com

badan
دوشنبه، ۲۴ دیماه ۱۳۸۶، ۶:۳۵ بعدازظهر

salam.//khili jaleb bod..dasteton dadr nakoneh..man yeki besazam..bad esmo emailamo begam..bashe..mamnon

-

می خواستم اهمیت جمله رو درک کنی اسم خودم رو ننوشتم
جمعه، ۲۱ دیماه ۱۳۸۶، ۱۱:۵۵ بعدازظهر

ای آینه تان آبی !
سرخ است لبان من.

-

هنوز اسماعیل
جمعه، ۲۱ دیماه ۱۳۸۶، ۱۱:۵۱ بعدازظهر

بعد از دیدن کارات امیدوارت شدم . اینکه بزرگتر شده ای در حرفهایت که حجمتا کوچکتر شده اند به چشم من که آمد.به بی حوصلگی هایت هم چشم ها را باید بست... کتاب حقیقت و زیبایی هم از اونای دیگه مهمتره لطفا....قالبت رو هم تهی کن از این رنگ مبتذل!(RGB رو حیف سلیقه ی کدرت نکن ) یه خورده هم به این جمله فکر کن:

-

متاسفم ، اسماعیل
جمعه، ۲۱ دیماه ۱۳۸۶، ۱۱:۳۷ بعدازظهر

اینکه خانمت برگه ی فوت تو رو ببره و به استادت نشون بده و بگه استاد لطفا حذفش نکنید و اونم بگه ببنید خانم...

-

مثل مرد اسماعیل
جمعه، ۲۱ دیماه ۱۳۸۶، ۱۱:۳۲ بعدازظهر

...و زنی که کوبیست بود

-


مریم م
سه شنبه، ۱۸ دیماه ۱۳۸۶، ۷:۱۴ بعدازظهر

اگر اینجا دیگر به ذائقه ی من خوش نیست، شاید دلیلش سخت شدگی ذهن و دل و حسم باشد ... نمی دانم !
می آیی برای نقدم؟

http://kalameh2.blogfa.com -

سپیده
سه شنبه، ۱۸ دیماه ۱۳۸۶، ۵:۵۴ بعدازظهر

به به
چه عججججججججبببب!!!
گفتیم مزدوج شدی دیگه ازدست رفتی!!
خوبی؟
خوشی؟
تولد سحر خانوم هم مبااااااارک....
بابا تو کجا اول پاییزی؟؟؟؟
تو آخر تابستونی!
من شهریوری ها رو از هفت فرسخی میشناسم!

خوش باشی و
یاحق...

http://www.sepidehgh.blogfa.com -

خانم ثابتی
شنبه، ۱۵ دیماه ۱۳۸۶، ۱۰:۳۲ بعدازظهر

نوشته ی تو من را یاد مادر انداخت و آن خانه ی بی نهایت امن و خیس چرخیدن. تا که باز هم بچرخی برای تولدی دیگر در چشم و گرمای دست کسی که در آینه فقط تو را می بیند و تو او را.
دعا می کنم از این پاییز که در تو ریشه دارد و آن زمستان که او را بر شاخه اش نشسته سالهای بسیار بگذرد. طلایی با روکشی سپید.

http://www.discourse.persianlog.ir -

Somayyeh
پنجشنبه، ۱۳ دیماه ۱۳۸۶، ۲:۳۰ صبح

ما نیز به نمایندگی از جامعه ی زبانی تولد سحر خانم را تبریک عرض نموده و کماکان برای ایشان و همسر مربوطه زندگی سرشار از عشق و پول آرزومندیم

http://www.carpe--diem.blogfa.com/ - Somayyehmehri@gmail.com

ثهر
یکشنبه، ۹ دیماه ۱۳۸۶، ۱۱:۴۵ بعدازظهر

پروانه رویایم در شمع خیانت سوخت
خاکسترش آهی شد یکباره به بادت داد!!!

-

فرشته مهر
یکشنبه، ۹ دیماه ۱۳۸۶، ۸:۳۶ بعدازظهر

سلام
مطلب جدید وبتان را خواندم و استفاده کردم ..
منم مدتیست به روزم وقت داشتید مطالعه بفرمایید .متشکرم

http://www.fereshteyemehr.com - a.fereshteyemehr@yahoo.com

فرشته مهر
یکشنبه، ۹ دیماه ۱۳۸۶، ۸:۳۵ بعدازظهر

سلام
مطلب جدید وبتان را خواندم و استفاده کردم ..
منم مدتیست به روزم وقت داشتید مطالعه بفرمایید .متشکرم

http://www.fereshteyemehr.com -



Copyright © 2006 Hamed-bd.com. All rights reserved. Powered by MT 3.2