« پیچیده گیج | صفحه اول | گردش در میدان دی اِن اِی »
بعد از صدا
شنبه ؛ ۲۶/آبان/۸۶

dream of ur sound

تا وقتی سکوت هست، آرامش هست. اما تا دم زدی و صدایی به بیرون پراکندی، آشفتگی را شروع کرده ای. از مرزهای خودت پا را بیرون گذاشته ای. شروع کرده ای به خواستن، به اعتراض، به جنگیدن، به دفاع، به وعده... و یا به ابراز عشق! و این ها همه بی نظمی است. اینها همه آشفتگی و سرگردانی است. اختلالی رخ می دهد در سکوتِ بی خلل قبل از تکلم. قبل از صدا، فقط برای خودت بوده ای. بعد از صدا، تو شنیده شده ای، و محیط تاثیر می پذیرد: اعتراض می کند، دفاع می کند، قانع می کند، متوقع می شود، و گاه فرار می کند یا حتی بغض می کند و می گرید. سکوت یا صدا؟...
ولی انسان نمی تواند ساکت باشد. نیاز دارد. می خواهد. حداقلش این است که باید ابراز وجود کند! و اما به محض صدا، در امور تداخل می شود. وحدت از میان می رود. تکثّر تکثیر می شود.  و یک «من» تازه متولد می شود. و این یعنی فاصله. یعنی دور شدن. یعنی غم. یعنی رنج. و حتی یعنی حسرت...
مرا یاد عشق می اندازد این تلاقی نیاز و بی چاره گی. این مترادف شدن رسیدن و دور شدن: اگر بخواهی نزدیک شوی، دور می شوی! گرچه نخواهی هم!... عشق صدای فاصله ها بود نه؟!
بزغاله ی سبز می پرد. این هم جمله ی عجیبی که تو گفتی میان نوشته ام بگنجانم. بدون آنکه بدانی موضوع نوشته چیست. فکر می کردی من حاضر نمی شوم جمله ای عجیب و بی ربط را به خاطر تو وسط متن وبلاگم بنویسم؟!...
گاه با خودم فکر می کنم پریشانی قبل از اتفاق بهتر بود یا آشفتگی بعد از آن؟! بعد اینکه چاره ای نداشتم کمی آرامترم می کند. حالا با حالات مختلف مثلثات عشق و دوست داشتن سر و کله می زنم...

حاشیه1هنوز برایم مهمترینی. نه. به کلمه ی «هنوز» نیازی نیست! چون قرار نبوده و نیست تمام شود. چیزی نیست که ادعا کنم یا تصمیمی که گرفته باشم. در وجودم چنین چیزی هست. دوست داشتن تو نه ادعاست، نه تصمیم است، نه دلسوزی است، نه خودخواهی است، نه ایثار است، نه عشق است، و نه نیاز! دوست داشتن تو فقط هست. در من هست و واقعیت دارد. مثل ماه و خورشید. مثل چرخش زمین و جاذبه. مثل تو.

بزغاله سبز پرید! امشب شب قشنگ و عجیبی بود برایم. زیر لب می گویم خدا را شکر. امشب حرفهایت از گوشی تلفن سر رفت و ریخت کف اتاق. مثل قدیمها. از قدیمها خیلی بهتر. انگار بناست یین و یانگ متوازن گردد وگرنه بعید بود!...

به روز کردم که به روز کرده باشم!


نوشته شده توسط حامد ساعت 00:35
لینک مطلب
TrackBacks (0)





(استفاده از HTML مجاز است)


اژدهای سرخ
شنبه، ۲۹ تیرماه ۱۳۸۷، ۷:۲۷ بعدازظهر

سلام
واقعا زیبا مینویسی

من همیشه دوست داشتم بنویسم
ولی هیچ وقت نتونستم چیزایی که بین سلولهای خاکستری مغزم رد و بدل میشه رو
رو کاغذ بیارم.

به هر حال واست موفقیت روز افزون رو از خدای متعال درخواست میکنم

http://www.deragon02.co.cc - deragon02@Gmail.com

افسانه
یکشنبه، ۹ دیماه ۱۳۸۶، ۱:۴۷ بعدازظهر

من علا قه به خواندن وفیلم های ماورا دارم
موفق وسربلندباشید

http://donyayesabzeman.persianblog.ir -

ع.زرقانی
دوشنبه، ۳ دیماه ۱۳۸۶، ۰:۵۰ صبح

بی قراری ، اوج ناآرامی است که اگر مبتلا شوی آرام نگیری .از آرامی تا بی قراری منزلی است که خماران و اهالی حسرت در رقص و سماعند و خوانش آنها سرود دلربای حیرت است

http://sale1366.blogfa.com/ -

رهسپار
دوشنبه، ۳ دیماه ۱۳۸۶، ۰:۴۸ صبح

هنوز برایم مهمترینی. نه. به کلمه ی «هنوز» نیازی نیست! چون قرار نبوده و نیست تمام شود. چیزی نیست که ادعا کنم یا تصمیمی که گرفته باشم. در وجودم چنین چیزی هست. دوست داشتن تو نه ادعاست، نه تصمیم است، نه دلسوزی است، نه خودخواهی است، نه ایثار است، نه عشق است، و نه نیاز! دوست داشتن تو فقط هست.
سلام
چون زیبا بود
تکرارش کردم

http://rahsepaareeshgh.blogfa.com -

...
پنجشنبه، ۲۹ آذرماه ۱۳۸۶، ۴:۲۶ بعدازظهر

زخم / زندگی‌ات / منم... / همه به زخم‌های‌شان / دستمال می‌بندند / تو اما / به زخمت / دل / بسته‌ای...

-

باران پاییزی
دوشنبه، ۲۶ آذرماه ۱۳۸۶، ۲:۳۰ بعدازظهر

واااااااااااااااااای خیلی موارد قشنگی بودن که بهشون اشاره کرده بودید من که از خوندن نوشته هاتون لذت می برم قلمتون خاص یه جورایی سخت و روان و دل نشین و واقعی

http://www.baranepaeeziii.persianblog.ir/ -


سپیده
پنجشنبه، ۲۲ آذرماه ۱۳۸۶، ۳:۵۱ بعدازظهر

ای نامرد!!
آپ میکنی و خبر نمیدی؟؟؟

خوب اشکال نداره!
حالا خودت خوبی؟
خانوم بچه ها خوبن؟

http://www.sepidehgh.blogfa.com -

روز ناگزیر
دوشنبه، ۱۹ آذرماه ۱۳۸۶، ۴:۴۴ بعدازظهر

درود بر آقای بیدی

پائیز گوارای وجودتان

به روزم و منتظر قدمهاتان

http://www.inrainynights.blogfa.com -

روح باران
یکشنبه، ۱۸ آذرماه ۱۳۸۶، ۱۱:۴۰ صبح

سلام دوست خوب من
چقدر قلم زیبایی دارید...و زیباتر از آن اندیشه های پاک و گرانقدرتان ...
تا به حال اینقدر از خواندن پستی
اینقدر لذت نبرده بودم ...
شما نویسنده هستید نه؟!

- بزغاله ی سبز پرید...چه حس جالبی! اونم وسط نوشته ی پر بار شما...چه ابتکار جالبی!
و از همه زیباتر! چه حس زیبایی دارید شما به معشوق تون...کاش همه مثل شما بودن...
معشوق من که خیلی بی رحمه...

- این روزها سخت دلتنگم...
به دیدنم می آیید؟

http://www.roohebaran.blogfa.com -

دایی
چهارشنبه، ۱۴ آذرماه ۱۳۸۶، ۶:۲۷ بعدازظهر

همیشه میام ،میخونم،ولی چیزی نمینویسم ولی ایندفه نوشتم که همیشه اومدم و خوندم و چیزی ننوشتم...

- mehdi_habibnia@yahoo.com

فرشته مهر
دوشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۶، ۳:۳۰ بعدازظهر

سلام ،
سکوت از سخن بیفایده بهتره و کلام کیمیا از سکوت ....

با دلنوشته کوتاهی به روزم ..خوشحال میشم مطالعه کنید و نظر بدین .

در پناه خداوند مهربون باشید .

http://www.fereshteyemehr.com -

Sahar
یکشنبه، ۱۱ آذرماه ۱۳۸۶، ۲:۳۹ بعدازظهر

jalebe ke bad az ye gharn beresam be eenja o cheshmam biyofte be ye bozghaleye sabz koochooloo oon vasata

- sahar110a@yahoo.com

Somayyeh
پنجشنبه، ۸ آذرماه ۱۳۸۶، ۹:۵۳ بعدازظهر

بابا چه عجب!

گفتی قضیه از سیاسی بودنم اون ور تره؟!

بسی نیک بود و قابل لمس کمی! (پیدا کنید پرتغال فروش را!)

و اما یک سوال جدی و بی ربط!
بزغاله ی سبز با کرگدن لاغر آیا نسبتی دارد؟

- Somayyehmehri@gmail.com

باروونه
یکشنبه، ۴ آذرماه ۱۳۸۶، ۵:۲۸ بعدازظهر

سلام
پنجره ی کامنتتون چرا امکان استفاده از شکلک نداره؟!
.
.
.
.
اووووووووم، شاید پیش خودتون فکر کردین، همه به قشنگی شما می تونن احساسشون و به اسارت قلم در بیارن. [لبخند]

راستی در قسمت قالب ساز آنلاین وقتی دکمه ی نهایی می زنم که کد قالب رو دریافت کنم، این پیغام و می ده:
«مشترک گرامی
صفحه مورد درخواست شما برابر با قوانین جمهوری اسلامی ایران مسدود می باشد .
در صورت بروز اشتباه در مسدود شدن صفحه مورد نظر با ما تماس حاصل فرمایید»
.
یعنی چی؟ باید چیکار کنم!
ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
تا سلامی دگر خدانگهدار

- baroone_o@yahoo.com

پریا
یکشنبه، ۴ آذرماه ۱۳۸۶، ۴:۲۹ بعدازظهر

سلام
تحت تأثیر قرار گرفتم
اینجا همه چیز نو و زبیاااااااااااااااااااااااااست
تبریک!
درونت را خوش درخشاندی
و خسته نباشید!
.
..
...
موفق و پایدار................................بدرود

http://blue_kohan.persianblog.ir - golpary_2004@yahoo.com

فرداد
شنبه، ۳ آذرماه ۱۳۸۶، ۵:۵۴ صبح

سلام.
کلی بیخبر بودم و به بهانهء کم وقتی داشتم خودمو گول میزدم که یهو خواب با چشام قهر کرد و رفت. همیشه یه چیزی آدمو به حرکت وامیداره....
همه چیز اطرافمون در حرکته حتی اگه ساکن باشه.
وطول موجهای متفاوته که تاثیر متفاوت میذاره... مثل بزغالهء سبز شما...
...باز میآیم...

http://www.ablimu.persianblog.ir -

sheller
پنجشنبه، ۱ آذرماه ۱۳۸۶، ۷:۳۸ بعدازظهر

دیگه واقعا گیجم کردین.
اصلا شبیه قبل نیست. شایدم من خنگ شدم. به هر حال هیچ ربطی به موضوع نشریه نداره.

-

روز ناگزیر
چهارشنبه، ۳۰ آبانماه ۱۳۸۶، ۶:۰۱ بعدازظهر

سلام ...
روز ناگزیر آپ شد
من از یک روز دیگر می آیم ....
منتظر حضورتان هستم [گل]

-

نیلوفر (ورود با کفش های سیاه ممنوع!)
سه شنبه، ۲۹ آبانماه ۱۳۸۶، ۵:۴۹ بعدازظهر

سلام
ممنون که به وبلاگم سرزدی
وبلاگ نو جالبی داری
خوشحال می شم اگه با هم تبادل لینک داشته باشیم

http://niloofar380.persianblog.ir/ -

شکوفه یاس
سه شنبه، ۲۹ آبانماه ۱۳۸۶، ۰:۵۲ بعدازظهر

سلام!
همین واژه ساده آشنا تنها می تواند به مانند یک نسیم برای یک دل نوید آرامش داشته باشد. مثل آرامشی طوفانی!
در پناه واژه های ساده می توان راز نهفته را پی برد و در پناه همه بی پناهی ها می توان به وجود پناهگاه ابدی!
او که در سکوت فریاد می زند.
او که در طوفانی ترین لحظات آرامش را ارزانی می کند.
او که زیباترین لحظات را در باورنکردنی ترین دقایق می سازد.
او که همیشه با ماست در حالی که فرسنگ ها فاصله دارد.
...

http://weblog.persianyas.com -

خانم ثابتی
دوشنبه، ۲۸ آبانماه ۱۳۸۶، ۴:۰۸ بعدازظهر

متنی که با اینهمه حرف ، آواز و اعتراض به پرستش سکوت قامت می بندد. تحلیلی که اگر یک فیلسوف نامدار می نوشتدش ، می شد تئوری این جهانی ، این روزی ، امروزی. درباب انسان و سکوت. یا عشق و تکلم. یا آشفتگی، نظم و کلام....
فقط می دانم جنس ساده و خوش فهم این نوشته ها از نوع پیچیدگی فرم زبانی و محتوایی متونی است که تا به عمق فهم برسد پای رونده از عطش تاول زده.
اما تو در زیر این صدای نرم و در ابری ترین صفحه نوشتن و با مهربان ترین کلمه ها و با فرم روایت تغزلی ، مخاطبت را میهمان بی واسطه ترین شهود و زلال ترین عشقی می کنی که نه تصمیم به عاشق شدنش و درک شدنش گرفته ای و نه ادعای گفتنش را داری و نه از روی خود خواهی و ایثار با کسی تقسیم اش می کنی. شعور و هنر در تو مثل عشق در تو فقط هست. هست چون راهی برای نیستی ندارد.
دنیای خلاصه و زیبای الهام بخش ات که از تمام تابلوی دشت سبز روبرو یش که بزغاله ای دارد در آن علف ترد می چرد و از فرط سر خوشی روی دو پا می پرد سه کلمه اش را به تو گفته ( بزغاله سبز پرید ) و روی بقیه حقیقت هاشور کشیده تا خواننده هریک در سکوت ناشی از حذف و به مدد تخیل به بازسازی نظم و بی نظمی جهانی که زیر سیه قلم هاشور خورده همت کند.
باز هم خوشحالم که تصادف من را به در این خانه کشاند.

http://www.discourse.persianblog.ir - for.myblog@yahoo.com

حدیث
یکشنبه، ۲۷ آبانماه ۱۳۸۶، ۴:۲۳ بعدازظهر

سلام طراحی های که برای وبلاگ ها داشتی

فوق العاده بود

من از سیستم پارسی بلاگ استفاده می کنم
میشه یه قالب زیبا برایم آماده کنی

منتظر هستم
خواهش می کنم

http://enekasmah.parsiblog.com - hadisco_com@yahoo.com



Copyright © 2006 Hamed-bd.com. All rights reserved. Powered by MT 3.2