« جهان نیمه ابری | صفحه اول | آنیما »
خنک و خوب
جمعه ؛ ۱۲/آبان/۸۵

Khabe Khonak o Khoob

نسیم خنکی که از پنجره می آید جادویی است انگار! بوی عمیق باران از ماورای شب به اتاقم می آید. پنجره را که باز می کنم ذره ذره تو می وزی. و دلم به هم می پیچد از بس این نسیم خنک و خوب است. زیر پتو می روم و سرم در بیرون، پای پنجره، عمیق ترین نفسها را می کشد... پاییز است انگار!

گوشی تلفن را که برداشتم حرفهایت ریخت کف اتاق! فوری کف دو دستانم را زیر گوشی گرفتم تا واژگانت بیش از این هدر نرود. و حالا منم با دستی پر از جملات. نرم اند و آدم را یک جوری می کنند. مثل این نسیمی که از شب خنکِ بیرونِ پنجره به درون می وزد و واژگانت را در فضا پراکنده می کند. با خودم فکر می کنم چقدر شبیه شبتابند!

حالا کنار پنجره روی تخت دراز کشیده ام و به واژگان جمله «می خوام دعوات کنم!» نگاه می کنم که لب طاقچه نشسته اند و در گوش هم چیزهایی می گویند و غش غش ریسه می روند. آن طرف اتاق، «چرا» با «نیومدی» گرگم به هوا بازی می کنند و بیچاره واژه «هنوز» که آن کنار کِز کرده. این سو کلمات «مشغله های من پیش پا افتاده ان» روی کولِ هم رفته اند تا کتاب «چراغها را من خاموش می کنم» را یواشکی بدزدند و عجیب که دماغ یکی شان مرا یاد پینوکیو می اندازد...

«مرسی» و «خداحافظ» که از اول، لب پنجره ایستاده بودند و هی به ساعتشان نگاه می کردند، ناگهان جیرجیر کردند و همه را متوجه خودشان کردند. بعد همه پریدند و از پنجره رفتند بیرون و نگاه من را هم تا ماه که آن بالا می تابید کشیدند.

 

حاشیه1باران پاییزی کار خود را می کند. در مدت کوتاهی درختها به پریشانی بزرگ می رسند... تو کار خود را کرده ای!

خب همونطور که چندوقتیه می بینید در پی بعضی چیزای تازه، سبکهای تازه هم به وجود اومده تو نوشته هام! یه جورایی تجربه کردن فضاهایی متفاوت برای نوشتن. نوشته هایی که گاهی فکر که می کنم می بینم حساب شده ترند از اون چیزی که فکرشو می کنم!...

طراحی پوستر، دیوان شمس، تدریس فتوشاپ، چک کردن کامنتها، سلام خداحافظ، با سقوط دستای ما در تنم چیزی فروریخت، کانون گفتگوی تمدنها، تکمیل قالبساز آنلاین، فکر درباره پروژه پژوهشی یین یانگ، هوای نیمه ابری و گاهی نم نم باحال، دانشگاه، عقاید یک دلقک،... اینا همه رو با هم قاطی کنید میشه طعم این روزای من. تا جایی که می دونم خوشمزه است! یا حداقل بدمزه نیست.

در مورد پروژه پژوهشی یین یانگ که تو حاشیه سوم پست قبلی نوشته بودم، هنوز دارم کارای اولیه رو انجام می دم و چند نفری هم اعلام آمادگی کردن که خیلی عالیه! فعلا می خوام با دانشگاه هم صحبت کنم شاید بتونن کمکی بکنن. به هر حال هر وقت تئوری مساله و مقدماتش فراهم شد سایتش رو راه اندازی می کنم و کارمون شروع میشه و البته به زودی! به عناوین قبلی هم تا حالا چندتا اضافه شده. ضمن اینکه جلسات آنلاینی در طی این پروژه می ذاریم برای بحث و گفتگو. دوستانی که می خوان تو این جلسات یاهومسنجری حضور به هم برسانند با ذکر آی دی خود اعلام آمادگی کنن! کاری یا سوالی داشتید بهتره تو کامنتدونی مطرح کنید چون پیغامهای آفلاین مسنجر قابل اطمینان نیستن! و در آخر اینکه ممنون از همراهی تون!

کاش کامنتهاتون هم یه متن اصلی داشت و یه حاشیه!


نوشته شده توسط حامد ساعت 02:20
لینک مطلب
TrackBacks (0)



بهار
پنجشنبه، ۱۸ مردادماه ۱۳۸۶، ۱:۴۸ صبح

سلام حامد عزيز
باورم نميشه بالاخره بعد از مدتها جستجو نوشته هايي رو پيدا كنم كه عاشقشم
از خوندن اونها خيلي لذت بردم فكر مي كنم حتي يه دفعه خوابشونو ديده بودم
دوست دارم لينك سايتتو تو وبلاگم بذارم البته اگه موافقي
شاخه ي گل سرخ تقديم به حامد عزيز

http://jahaandokht.persianblog.ir - baharieh2001@yahoo.com

fotinorod
شنبه، ۱۶ تیرماه ۱۳۸۶، ۵:۳۷ بعدازظهر

Hello

I am Lucy, I have found your website while searching for some info at Google. Your site has helped me in a big way.


G'night





http://www.google.com/ - jijjijjpjipi@gawab.com

احمد عرب
سه شنبه، ۱۱ اردیبهشتماه ۱۳۸۶، ۱۱:۱۷ صبح

حامد جان تبرک مگم ودنیا را برای تو همسرت شادشاد وشادی را براتان دنیادنیا ارزو میکنم الان اوضاع امیل ووبلاگم خیت خیته


-

amandra
چهارشنبه، ۲ اسفندماه ۱۳۸۵، ۱:۱۹ بعدازظهر

درباره همین پروژه یکم بیشتر توضیح بدین.بدم نمیآد عاملی بشید که یه کم تو این موضوع مطالعه کنم.میتونید کتاب معرفی کنیدتا یه خرده اطلاعاتم تو این زمینه بالا بره؟متشکرم تا بعد

- amandra_22@yahoo.com

amandra
چهارشنبه، ۲ اسفندماه ۱۳۸۵، ۱:۱۷ بعدازظهر

درباره همین پروژه یکم بیشتر توضیح بدین.بدم نمیآد عاملی بشید که یه کم تو این موضوع مطالعه کنم.میتونید کتاب معرفی کنیدتا یه خرده اطلاعاتم تو این زمینهبالا بره؟متشکرم تا بعد

- amandra_22@yahoo.com

طلبه اي از نسل سوم
جمعه، ۲۴ آذرماه ۱۳۸۵، ۰:۲۱ صبح

سلام ... متفاوت و جالب ... یاحق

http://www.talabeh3.persianblog.com -

مریم .. خط فاصله باران
چهارشنبه، ۲۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۵۲ بعدازظهر

از ماورا سخن نمی گویم ..
اما بیا و بخوان
نظرتو می خوام ..

http://www.chemanalyte.persianblog.com -

faed
چهارشنبه، ۲۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۱۴ صبح

salam welcom to my heart
love is god gift to us

- faed_kimiagar@yahoo.com

شیدای کوچک
یکشنبه، ۱۹ آذرماه ۱۳۸۵، ۰:۳۷ صبح

آپ کن دوستم..
منتظرم

http://sheida.moflog.com -

هيچ كس
پنجشنبه، ۱۶ آذرماه ۱۳۸۵، ۵:۳۱ صبح

سلام.
خوبي.
دوستان همه رفتن سر ذرس ومشق ديگه.
بابا يسري هم به ما بزنيد.
ياعلي.
موفق باشي.

http://saye-khoda.blogfa.com/ -

شيوااااااااااماهيچ
سه شنبه، ۱۴ آذرماه ۱۳۸۵، ۶:۴۳ بعدازظهر

گمونم حق مطلب در استفاده از اون تصوير قالب با درج وبلاگ تو ادا شد مسحق سر زنش نمي دونم هستم يا خيرررررررر ....

-

مریم .. خط فاصله باران
جمعه، ۱۰ آذرماه ۱۳۸۵، ۱۱:۵۲ صبح

سلام ..
چرااینجا هنوز آپدیت نشده !!!؟

http://www.chemanalyte.persianblog.com -


اثیر ماه زده
سه شنبه، ۳۰ آبانماه ۱۳۸۵، ۱۱:۵۳ صبح

فقط
می خواهم
باشی.....................................
همین!!!!

-

zamyad
پنجشنبه، ۲۵ آبانماه ۱۳۸۵، ۱۱:۲۹ صبح

اين متنت ديگه يعني آخر شاعرانه نوشتن بود.چقدر روان! از اول تا آخرش يه نفس ميره جلو! در باره حاشيه 3 بايد بگم اون چيزايي كه تو گفتي همش رو يه جا بريزي رو هم اصلاً مزه اش رو نميشه فهميد كه حالا خوب باشه يا بد!:))

http://zamyadblogsky.com - zamyad@blogsky.com

massy
دوشنبه، ۲۲ آبانماه ۱۳۸۵، ۱۰:۴۷ بعدازظهر

سلام حامد جان. خوبي؟ از ديدن پيامت تو بلاگم خيلي خوشحال شدم...اين روزا كمتر كانكت ميشم. نوشته هاي قشنگتو هميشه مي خونم و لذت مي برم ولي ديگه ببخشيد كامنت نمي ذارم...خب ميبينم كه حال و هواي نوشته هاتم كلي فرق كرده!...چقدم اين صفحه ي پيامهات قشنگه..سليقت مثل هميشه حرف نداره. باور كن هنوز قالبي كه زحمت كشيدي و براي من ساختي تك تكه....فعلا//

-

دوشنبه، ۲۲ آبانماه ۱۳۸۵، ۷:۱۰ بعدازظهر

سلام دوست...
ممنون از بابت حضور بارانیت...
و شرمسار از بابت تاخیر...
بزرگوار این حقیر را ببخش...
غم را چه ميشود...
مگر چهره ام را نمی شناسد...
چرا باز هم...سراغ من ميايد...!
گمانم...
فکر ميکند...دوست خوبی برايش خواهم بود...!
ملالی نيست...!
باشد...حتی اگر غم است...!
زير باران بی چتر...
به روز شد...!
منتظر حضور سبزت هستم !
موفق باشی

http://www.naasaghh.persianblog.om -

هيچ كس
دوشنبه، ۲۲ آبانماه ۱۳۸۵، ۰:۳۷ بعدازظهر

سلام حامد جان.
خوبي.
من آپ كردم.
يسري بزن.
ياعلي

http://www.saye-khoda.blogfa.com/ -

سهراب
یکشنبه، ۲۱ آبانماه ۱۳۸۵، ۱۱:۴۸ صبح

راستی حامد جان .... سوالی دارم که در حیطه تخصص توست .... وقتی سهراب میگه کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم ... منظور او چیست ... آیا گل سرخ لزوما استعاره از چیزی است یا لزوما به مورد خاصی اشاره داره ؟

http://aflatoun.blogfa.com/ -

سهراب
یکشنبه، ۲۱ آبانماه ۱۳۸۵، ۱۱:۴۴ صبح

سلام حامد جان .... کجایی ؟ چرا نمی نویسی ؟ من منتظرم .... به روز هم هستم .

http://aflatoun.blogfa.com/ -

mo30
پنجشنبه، ۱۸ آبانماه ۱۳۸۵، ۶:۲۳ بعدازظهر

امتحان کردم. نگران نباش. سفر خوش بگذره

-

مریم .. خط فاصله باران
چهارشنبه، ۱۷ آبانماه ۱۳۸۵، ۱۰:۰۰ بعدازظهر

نمی خوام بگم شاعرید یا نویسنده .. از محصور شدن توی قالب خاص و گیر کردن بدم می آد ...
اما بی تعارف خوب و لطیف می نویسید ..

http://www.chemanalyte.persianblog.com -

همسفر با موج
سه شنبه، ۱۶ آبانماه ۱۳۸۵، ۶:۲۶ بعدازظهر

و بر این بام ... که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است ... ابرها همچون انبوه عزاداران ... لحظه ی باریدن را گویی منتظرند ...... سپاس عزیز برای آمدن مهربانانه ات

http://hamsafarbamowj.persianblog.com -

صفا
سه شنبه، ۱۶ آبانماه ۱۳۸۵، ۱:۰۵ صبح

وقتي كه اعتماد من از ريسمان سست عدالت آويزان بود و در تمام شهر
قلب چراغهاي مرا تكه تكه مي كردند
وقتي كه چشمهاي كودكانه عشق مرا
با دستمال تيره قانون مي بستند
و از شقيقه هاي مضطرب آرزوي من
فواره هاي خون به بيرون مي پاشيد
چيزي نبود، هيچ چيز بجز تيك تاك ساعت ديواري
دريافتم !! بايد . بايد .بايد ديوانه وار دوست بدارم....

حاشيه يك و سه: بوي عميق باران از ماوراي شب... زيباترين هديه پاييز... و ماه درخشنده زيبا و بي نظير مثل هميشه... و دلتنگيهاي وقت وبي وقت و چشمهاي باراني و باران خورده...و حيرت انبوه سوالهاي بي جواب ... وكور سوي اميدي لرزان به شبهاي روشن فردا ...و باز هم اميد.
و من اما با خوب بودن طعمش!! البته چندان موافق نيستم!!!
حاشيه چهار : منتظريم.
حاشيه پنج : پيروز باشيد و...

http://www.mahaya24.persianblog.com -

sepideh
یکشنبه، ۱۴ آبانماه ۱۳۸۵، ۱۱:۲۷ صبح

salam. man 2 mahe behetoon link dadam. shoma behem link nemidin?

http://www.sepidehgh.blogfa.com - sepideh_mail@yahoo.com

mohi
شنبه، ۱۳ آبانماه ۱۳۸۵، ۱:۱۲ بعدازظهر

نوشته هات تکون دهنده ست.
اما میدونم درونت تکون دهنده تراز این حرف هاست چون هر احساسی باکلمات نمی شه
بیان کرد.

-

طهورا
شنبه، ۱۳ آبانماه ۱۳۸۵، ۹:۰۸ صبح

درود! برای من که همیشه آمدن به اینجا و دیدار خانه ی چشم نواز شما غنیمت است. پاییز که باشد، چه بهتر!
***
حاشیه 1 : من هم این روزها، دقایق خوشمزه ای دارم. نه به شلوغی روزهای شما. به خاطر ابرها و بارانی که بی پروا بدانها عاشقم.
حاشیه2 : دارم فتوشاپ می آموزم! می شود بدانم کجا تدریس می کنید؟
***
بدرود!

http://www.tahoura.persianblog.com -

هيچ كس وهيچي
شنبه، ۱۳ آبانماه ۱۳۸۵، ۹:۰۵ صبح

سلام.
خوبي حامد جان.
ممنون ازحظورتون.
نمي تونم درمورداين متنت نظري بدم.
ولي باحال بود.
بازهم بيا.
ياعلي


http://www.saye-khoda.blogfa.com/ -

بارانه(زهرا)
جمعه، ۱۲ آبانماه ۱۳۸۵، ۲:۴۰ بعدازظهر

هنوز اشک ها اینجاست... اینجا... در انتهای وجودم....
در پشت پنجره ی خانه ی بی پنجره ام....
و عشق که خیالی ترین خیال دنیا بود....

http://baranehbu.persianblog.com -

شیواااااااااااااااااااااااااااماهیچ
جمعه، ۱۲ آبانماه ۱۳۸۵، ۱:۵۷ بعدازظهر

shivaaaa
پاری وقت ها که دلتنگم و ملول ، مثل امروز خودم ، دلمو می دم به تنهایی و خیال ، گوسپند و رمه اسب و ایل ...
به اینکه دست بزرگ آسمون ... !!!
پاری وقت ها که دلتنگم و ملول ، دوست دارم پیاله ، پیاله با پسرک سیه موی شعرهام خلوت کنم . پیاله ، پیاله زل بزنیم بهم . پیاله ، پیاله تنهایی مونو دق کنیم .
پاری وقت ها ... دوست ندارم حرف بزنم . دوست دارم پیاله بکشم . دوست دارم خستگی مو تو دهن بد بوی زندگی مون خمیازه بکشم .
پاری وقت ها ... چقدر ، چقدر ، چقدر ... دوست دارم با تو باشم ، با تو ....

شیوااا ماهیچ www.mahich.com

حاشیه 1 : دلم می خواد یکی پیدا شه بهم بگه چه بلایی سر پاییز بارونی دلم اومده . پاییزی که نوشته هایش در هر واژه بر دل می نشست . با ماورا من چه بیگانه ام حامد .

حاشیه 2 : در مورد پروژه یین یانگ کمی تحیق و مطالع کردم چه خوب بود اگر خودت در یک پست بیشتر یین یانگ را برای ما بشکافی و اصلا خط سیری پروژه ات چیشت ؟گمون کنم اینطور تکلیف من و ما در این پروژه روشن تر باشد .

حاشیه 3 : من زیاد به فلسفه ی چینی علاقه ای ندارم اما دلم می خواد خواننده این پروژه باشم پس بذار خودمو کمی تحویل بگیرم و بگم من به دلیل مشغله کاری فرصتی برای همکاری با این گروه برایم امکان پذیر نیست . هه هه ههههههههه هه هه .

حاشیه 4 : ایدی من هم که داری اگر جلسه ای برگذار شد با افتخار دلم می خواد شرکت کنم و دو تا هم اگر شد مطلب جدید بیاموزم

حاشیه 5 : راستی این پستت چند تا حاشیه داشت ؟؟؟ !!!

مثل همیشه نوشته هایت را با دقت خوانده ام . بای ... شیواااااااااااااااااااااااااااااااااا ماهیچ


http://www.tpn.blogfa.com - www.tpn126@yahoo.com

سمر
جمعه، ۱۲ آبانماه ۱۳۸۵، ۹:۴۴ صبح

چه...!
با اینکه "نظرات" رو نخوندم ولی می دونم باید پر باشه از تعریف...که باید هم باشه. می ترسم شروع کنم بگم چه سایتی...! چه نوشته هایی...! چه احساسه...! اونوقت تکراری شم. پس فقط اینکه... بازم میام. راستی این عکس ِ ماه رو خیلی دوست داشتم... پنجره ی ِ اتاقت چه ماه ِ زیبایی داره...!

http://www.k0mach.persianblog.com -

شیدای کوچک
جمعه، ۱۲ آبانماه ۱۳۸۵، ۵:۲۸ صبح

سلام حامد خان
ممنون که سر زدی
من دوباره آپ شدم
منتظرم

http://sheida.moflog.com - Sheida.Nehzati@Gmail.com

آرش
جمعه، ۱۲ آبانماه ۱۳۸۵، ۳:۱۶ صبح

متن زیبایی نوشته بودی ولی عکسی رو که اون بالا گذاشتی بد خرابم کرد...

http://manegah.blogfa.com - arash_manegah7@yahoo.com

شیدای کوچک
جمعه، ۱۲ آبانماه ۱۳۸۵، ۳:۱۲ صبح

قالبت بیش از حد قشنگ ه !!!
البته نوشته هات هست که باعث می شه این زیبائی جلوه کنه!!

http://sheida.moflog.com - Sheida.Nehzati@Gmail.com



Copyright © 2006 Hamed-bd.com. All rights reserved. Powered by MT 3.2