« روشن و خاموش | صفحه اول | تب و لرز »
ماوراء
دوشنبه ؛ ۳۰/مرداد/۸۵

ماورایی

۱
دنیای بی‌نام. فقط می‌دانیم فراتر از این‌هاست. فقط می‌دانیم هست. اما آنقدر دور و شاید هم آنقدر نزدیک
 که هیچ اسمی نمی‌توانیم رویش بگذاریم. و همین مأنوس‌ترش کرده. ماوراء؛ آنچه فراتر است.
مدتهاست اتفاق غریبی برایمان رخ داده: از زمانی که دست و رو در تماشای اشکال شستیم، و بعد، کفشهایمان از «لفظ» شبنم، تر شد. بگذریم. می‌خواهم بگویم  ماوراء  از آنهایی‌ست که انسان نتوانست «اسم گذاری»اش کند.

۲
پاییز بارانی شاید به سختی می‌توانست آن مفهوم بزرگ را به ذهن های عادیِ عادت کرده بیاورد. گرچه کمی تأمل آنرا چنان تکان دهنده می‌کرد که از تابستان خویش شرمسار می‌شدیم... امّا عادت، عادت، عادت... چیزی که می‌تواند هرچه داریم از ما بگیرد. چیزی که روح هر چیز را می‌گیرد و تفاله جسمش را به جا می‌گذارد! و ذهن‌های ما که عادت کرده‌اند، و چشم‌های ما که عادت کرده‌اند... و انسانها،  که  عادت  کرده‌اند...  کاش می‌دانستند آنچه را که در یک پاییز بارانی می‌گذرد! و آنرا با غم‌های سطحی خود مقایسه نمی‌کردند. گرچه، اگر می‌دانستند، پودر می‌شدند، ناپیدا می‌شدند، ماوراء می‌شدند... قبلا هم گفته بودم.

۳
از همین حالا می‌دانم ماوراء چیزی نیست جز همین که می‌بینیم. از همین حالا می‌دانم انتهای هر چیز به ابتدایش می‌رسد. می‌دانم همه چیز یکی است. حتی طبیعت و ماورای طبیعت. حتی ممکن است انکارش کنم اما، دوست دارم که باشد. و می‌دانم که هست و ما نیستیم. بارها به دوستانم گفته ام دوگانه‌ام: شاید همان جدال قدیمی عقل و دل! یا همان الاکلنگ فلسفه و عرفان خودمان... می‌دانم که ماورایی در کار نیست، اما ایمان دارم که هست!... جهان هم دوگانه است: در گذشته‌های دور انسان پیشگویی می‌کرد و امروز پیش‌بینی می‌کند. و بگذریم از اینکه لبخند آرامش انسان گذشته را هنوز انسانِ عاقل امروز نیافته. و بگذریم از اینکه گذشته‌ای که می‌گویم شاید هرگز واقعیت نداشته. و بگذریم از اینکه شاید تخیلمان واقعی‌تر باشد. و نمی‌خواهم پای حواس پنجگانه را به میان بکشم!...

۴
کاش ماورایی‌تر از این بودیم. دوستی می‌گفت کاش که بگویی یعنی کارَت تمام است! پس کاش مثل آن تصویر مه گرفته که گاهی در دشت و کوه می‌بینم، دف‌زنان و پای کوبان و رقصان و رقصان و چرخان می‌دویدم طوری که دو وجب بالاتر از خاک زمین پاهایم گذاشته شود. کاش آنقدر ماورایی بودم که جلوت در پیاده‌رو آنقدر می‌چرخیدم و می‌چرخیدم و خم و راست می‌شدم که ببینی دهانم بی‌صدا باز و بسته می‌شود و گیوه‌هایم به خیابان پرتاب می‌شوند و... از مردم بشنوی «دیوانه است، دیوانه است». اما نترس! من جرأت نگه‌داشتن مار را در خانه ندارم. من متاسفانه عاقل‌تر از این حرفها هستم، من کسی‌ام که تنها آرزوی دیوانه بودن می‌کند... من کسی‌ام که تنها جرأت کرده‌ام بگویم کاش!...

 

حاشیه1 « جيغ كاش مي‌شد كشيد. «ديوانه است، ديوانه است.» دهان‌هاي عشق نچشيده، وراجند. ذبيح چشم باز كرد. نگاهش ارغوان را مي‌جست ميان تنان، و دختر دور مي‌شد، گريان گريان. بر سر گور باز گشتم. سروها و نارنج‌ها، پاييز‌ها، تيره‌تر مي‌شوند. چيزي كم است. چيزي كه وقتي آسمان ابري مي‌شود و نمي‌بارد نمي‌بارد، نبودش بيشتر احساس مي‌شود. بادهاي تند پاييزي شيراز مي‌وزند... » (شرق بنفشه؛ شهریار مندنی‌پور)

 اینم از خونه جدید! با شکل و نامی جدید! غریبی نکنید اینجا همون پاییز بارونیه که سه ساله داره به نوشته هاش اضافه میشه. و من هم همون حامد. خوب گوش کنید صدای بارون رو هم هنوز می‌شنوید!...

 همینکه اینجا رو دارین می‌خونید نشون می‌ده که حاشیه‌ها تو این خونه جدید هم همچنان هستند! مثل قدیم رو یکی از همین کلمات حاشیه‌ای می نشینیم و یه چای قندپهلوی دبش می‌زنیم! و به متن اصلی هر پست فکر می‌کنیم... ضمنا حاشیه یک هم معمولا به مخاطب ضمیر «تو» اختصاص میابد!

 قرار بود طبق روال هر سال ۱۵ مرداد که برسه تولد وبلاگم رو با ذکر خیری از دوستان همراه جشن بگیرم. اما ۱۵ مرداد که مسافرت بودم هیچ، اسباب کشیم هم به اینجا چند هفته ای طول کشید! خب حالا که از وقتش گذشته می ذارم برای یکی از پستهای بعدی. امیدوارم ۳۰ شهریور دیگه خونه باشم!

 قالب جدید رو دیدید؟ حتما نظرتونو راجع بهش بگین. راجع به رنگ، حال و هوا، و اینکه افقیه. شاید تعداد زیادی متوجه نشن که این وبلاگ بر خلاف عادت! عمودی نیست و اسکرول بار باید افقی کشیده بشه تا بقیه مطالب دیده بشه. تازه شاید خیلی ها هم حتی نفهمن که هر پست رو باید بکشن پایین تا اینجاهایی رو که شما دارین می خونید رو بخونن! خب دیگه اینا هم از پیامدهای ساختارشکنیه!... به هر حال. این قالب هنوز نسخه آزمایشی رو داره پشت سر میذاره و در این مدت منتظرم تا اگه ایرادی داشت دوستان حرفه ای بهم خبر بدن.
اما از ویژگیهای قالب جدید اینه که بازم DivBased هستش و بیشتر بر اساس CSS کار شده تا HTML. خاصیت دیگه اینه که تو هر رزولوشنی باید جواب بده و خودشو نسبت به سایز پنجره وفق می ده. دیگه اینکه اگه لینک آرشیو و امکانات و لینکدونی رو از این فلش عنوان وبلاگ بزنید، این قسمتها به صورت یک کادر شفاف ظاهر میشن، که با Java Script نوشتمشون. دیگه اینکه خوب امکانات فراوانی از Movable Type 3.2 هنوز بر من پوشیده است که در آینده ممکنه از اونا استفاده بیشتری بکنم.
یه چیزی رو هم همین آخر بگم که قدر پرشین بلاگ و بلاگفا و... رو بدونین! همه چی رو آماده و فارسی شده در اختیارتون میذارن! من پوستم کنده شد تا شکل و شمایل MT رو اونجور کنم که دلم می خواست! از نصب HTMLArea گرفته تا تنظیم کامنتدونی برای pop-up شدن!... خلاصه که رهایی پیدا کردن و مستقل شدن تلاش زیادی می طلبد!
(نکته آموزشی!)

 پیام بذارین!... منم سرم خلوت تر بشه... ها؟!   آها!...


نوشته شده توسط حامد ساعت 03:10
لینک مطلب
TrackBacks (0)



عطیه
چهارشنبه، ۲۸ آذرماه ۱۳۸۶، ۸:۰۵ بعدازظهر

سلام
آقا حامد هم مطالبت قشنگه وهم طراحی وبلاگت من که خوشم امد رنگای وبلاگت واقعا ماورائی.انشالاه هميشه ی،هميشه موفق باشی.
یا علی

- persian_366@yahoo.com

جلال
سه شنبه، ۲ آبانماه ۱۳۸۵، ۴:۴۲ صبح

سلام دوست نازنین : واقعا" وبلاگ زیبا و جذابی دارید . مطالب ان بسیار زیبا بود و خیلی لذت بردم . قالب قشنگی هم برایش انتخاب کردی که نشان از ذوق و سلیقه شما دارد . امیدوارم موفق باشید و ما هم از اینجا نهایت استفاده را بکنیم . عید شما مبارک و نماز و روزه شما هم قبول ... یا حق

http://yahoo2.blogfa.com -

MO30
چهارشنبه، ۲۲ شهریورماه ۱۳۸۵، ۴:۳۶ بعدازظهر

گفتي دوستت دارم و رفتي. من حيرت كردم . از دور سايه هايي غريب مي آمد از جنس دلتنگي و اندوه و غربت و تنهايي و شايد عشــــــق. با خود گفتم هرگز دوستت نخواهم داشت . گفتم عشـــــــــق را نمي خواهم. ترسيدم و گريختم. رفتم تا پايان هر چه كه بود و گم شدم. و اين ها پيش از قصه ي لبخند تو بود.
.
.
.


احتمالآ تصاوير خواب زده ي ذهنيت با واقعيت آميخته شده و مرز بين رويا و بيداري رو گم كردي!!! فكرميكني شدي يه ذره معلق تو هوا ... منتظري يه نفر پيدا بشه و فوتت كنه تو مسير درست. ولي باور كن اگه طوفان هم بياد نميتونه تو رو با سنگيني اون عشقي كه تو سينه اته تكون بده . پس عزيزم مجبوري خودت تنهايي اين مسير رو طي كني. فهميدي . فقط خودت !!!!!....

- redstar_62@yahoo.com


شیوا
دوشنبه، ۱۳ شهریورماه ۱۳۸۵، ۳:۲۸ بعدازظهر

سلام
این اولین بار است که به وبلاگ شما سر میزنم. خیلی عالی است.

- shivanaderi65@myway.com

Farahmand
یکشنبه، ۱۲ شهریورماه ۱۳۸۵، ۴:۳۵ بعدازظهر

اوپس وبلاگت رو با وبلاگ یه حامد دیگه عوضی گرفتم. اگه میخوای کامنتم رو پاک کن. به هر حال کماکن بهم سر بزن. از وبلاگ افقیت هم خوشم اومد.

http://Farahmandt.blogspot.com -

Farahmand
شنبه، ۱۱ شهریورماه ۱۳۸۵، ۳:۰۵ بعدازظهر

سلام دوست قدیمی :)
امیدوارم که هر سه تایی خوب باشین. من هنوز یه تشکر بابت اون شبی که خوشحالیش هنوز باقی مونده بهت بدهکارم
چند تا عکس هم هست که باید برات بفرستم.. آدرسی چیزی بده. منم فرهمندتی هستم در همون جایی که هیاهو داره.

جستجوی ماورا به برقراری تعادل خیلی ظریفی احتیاج داره که کار واقعا سختیه تا وقتی که لذت دیدنش از سختی جستنش بیشتر بشه.. فاصبر صبرا جميلا.

باور نمی کنی کسی استفاده از HTML رو مجاز کرده.. این مثل این می مونه که داری تو خیابون راه میری و یک جایی نوشته باشه:
"ورود به بهشت از اینطرف --->"

راستی اگر حوصله داشتی اون "پیامهای دیگران برای نوشته..." رو تبدیل کن به "پیامهای شما"!!!

همه حرفهای مهم و بی اهمیت رو در یک کامنت نوشتم.. به دوست نازنینت سلام برسون..

http://FarahmandT.blogspot.com -



مینا
دوشنبه، ۶ شهریورماه ۱۳۸۵، ۹:۰۵ بعدازظهر

سایت خیلی قشنگی داری اگه دلت خواشت به من هم سری بزن

http://www.cygnet71.persianblog.com -


sherry
یکشنبه، ۵ شهریورماه ۱۳۸۵، ۱۱:۲۹ بعدازظهر

امیدوارم تو بلاگ جدیدت بیشتر خوش باشی و بنویسی. راستش دروغ چرا نمی دونم چرا سبک نوشتن این نوشته ات جوری بود که حس خوندنش رو نتونستم بگیرم! هی اومدم پاراگراف بعدی بازم نتونستم یک جمله رو تاب بیارم! شاید مشکل از روحیه من است نه نوشته شما. موفق باشی.

http://www.barsavoush1977.blogfa.com -

sherry
یکشنبه، ۵ شهریورماه ۱۳۸۵، ۱۱:۲۹ بعدازظهر

امیدوارم تو بلاگ جدیدت بیشتر خوش باشی و بنویسی. موفق باشی

http://www.barsavoush1977.blogfa.com -

شكوفه
شنبه، ۴ شهریورماه ۱۳۸۵، ۷:۵۶ بعدازظهر

سلام.تبريك ميگم به اين سليقتون .خيلي سايت جالبي دارين واميدوارم هميشه موفق باشين

- jik_jik88@yahoo.com

طهورا
شنبه، ۴ شهریورماه ۱۳۸۵، ۹:۴۴ صبح

درود! بار قبل که آمدم، نتوانستم این صفحه را باز کنم.امروز اول وقت آمدم تا دیر کرد مرا به حساب سهل انگاری یا خدای نکرده بی تفاوتی ام نگذارید. این از اول. دوم اینکه سلیقه و هنر شما در وبلاگ هایتان بی نظیر و تحسین بر انگیز است. بی اغراق همیشه، هنر، مایه تحسین و حتی تنها مورد حسادت من بوده است. هنرتان را تحسین و کمی! به آن حسادت می کنم.سوم بعد از تبریکات فائقه به مناسبت خانه جدید، یک موضوعی از خواندن پست قبل تا به حال در دلم مانده که باید بگویم. "همه چیزش دستگیرم شد جز نقش مارال فرجاد در قضیه.مگر اینکه بک گراند گوشی تان...؟!"

http://www.tahoura.persianblog.com -

همسفر با موج
جمعه، ۳ شهریورماه ۱۳۸۵، ۱:۱۷ بعدازظهر

سلام حامد عزیز. همیشه سلیقه و هنرت در طراحی سایت مورد تحسین بوده و این طرح نیز همچون پاییزت قشنگه ولی فکر میکنم طرح وبلاگ مثل سرقفلی دفتر وکالت و مطب می مونه که اگه عوضش کنی شاید اون مراجعین قبلی را نداشته باشی ... البته شاید . حال و هوای وبلاگ آدم پس از مدتی مثل یکی از نزدیکان آدم میشه که براحتی نمیشه کنارش گذاشت . از زاویه ای دیگر هم بخوای نگاه کنی تنوع و نوآوری هم موجب انبساط و فرحناکی روح و گاهی لازمه . به هرحال برات آرزوی موفقیت بیشتر دارم و مثل همیشه نوشته های صمیمی ات را می خونم . در ضمن جسارتا پیشنهاد میکنم در نوشته هات / همزه ی آخر ماورا را بردار که فارسی تر ! بشه و زیباتر . مخلص آقا

http://www.hamsafarbamowj.persianblog.com -

سوسن جعفري
پنجشنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۵، ۹:۱۷ بعدازظهر

سلام.ممنون از لطف شما، اينجا به نظرم آشناست ... قبلن آمده بودم اينجا؟! ... اجازه مي دهيد من هم بخوانمتان؟!

http://eshgvamargh.persianblog.com -


حوریه نیکونام طوسی
پنجشنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۵، ۵:۱۶ بعدازظهر

سلام من نمیدونم شما از کجا ایمیل من رو آوردید ولی وبلاگ قشنگی دارید مخصوصا چون افقی است اگر ممکن است طرز ساختن وبلاگ را آموزش بدهید ما هم حرفهایی برای گفتن داریم
ممنون

- horiyeh_nikonam@yahoo.com



پنجشنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۵، ۰:۵۹ بعدازظهر

راستی الان که دارم مینویسم فردای اونروزییه که هم رو تو کافی نت دیدیم ! مارکو پلو به مشهد رسیده و همین الانم تو یه کافی نته و دوباره همین الان تر اسم کافی نت رو از امیرحسینش می پرسه و هه ! نگو طفلی امیر حسینش نبوده و از دوستای یونسش بوده که اینجا اومده و ... ( آخه وقتی اسم کافی نت رو ازش پرسیدم رفت جلو مغازه و از روی شیشه خوند . "سانی مان " هه ! سانی مان همون سانی من خودمونه که معنیش به فرنجی میشه مرد آفتاب .

-

پنجشنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۵، ۰:۴۳ بعدازظهر

آه ! مبارک باشه ! مثل عید ( که همیشه مبارک هست ! همیشه هم سیاه ! با کلاه قرمز ! )راستی کلاه همیشه آدم رو متشخص تر نشون میده شایدم میکنه ! درست مثل الان که شاید" آه " اولم اذیتت کرده ولی باور کن که می شد بی متشخص تر از این هم باشه ( من نمیگم خیلی ولی هواتو داشتم و " آ " رو به احترامت با کلاه آوردم ! ) من اسمی رو که انتخاب مجبور شدی کردی رو دوست مجبورم داشته باشم و دارم . ما همیشه باید باشیم و راه هم همیشه باید هست . همیشه آخرش ما می مونیم و خستگی هامون ، ما می مونیم و ترس هامون ، ما می مونیم و امیدمون ، ما می مونیم و راه !!! ما و خستگی ، ما و امید ، ما ورا ( کوری رو بهت تبریک میگم )

-

ا.باور کن هنوز هم ب . پ
پنجشنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۵، ۰:۴۲ بعدازظهر

آه ! مبارک باشه ! مثل عید ( که همیشه مبارک هست ! همیشه هم سیاه ! با کلاه قرمز ! )راستی کلاه همیشه آدم رو متشخص تر نشون میده شایدم میکنه ! درست مثل الان که شاید" آه " اولم اذیتت کرده ولی باور کن که می شد بی متشخص تر از این هم باشه ( من نمیگم خیلی ولی هواتو داشتم و " آ " رو به احترامت با کلاه آوردم ! ) من اسمی رو که انتخاب مجبور شدی کردی رو دوست مجبورم داشته باشم و دارم . ما همیشه باید باشیم و راه هم همیشه باید هست . همیشه آخرش ما می مونیم و خستگی هامون ، ما می مونیم و ترس هامون ، ما می مونیم و امیدمون ، ما می مونیم و راه !!! ما و خستگی ، ما و امید ، ما ورا ( کوری رو بهت تبریک میگم )

-

یاسر نظیفی گیلوان
پنجشنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۵، ۵:۴۹ صبح

سلام
احسنت کارت عالیه بهت تبریک میگم.ایشالاه ازت چیز یاد بگیریم.موفق و سر بلند باشی و امیدوارم در این مسیر پیشرفتت همینطور جلوتر و جلوتر بری
یا علی

http://www.nazifi.com/ - nazifiyasser@yahoo.com

mehr
پنجشنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۵، ۰:۵۸ صبح

سلام مهربون. مبارک باشه هم خونه جدید برای محفل نوشته هات و هم نام با معنایی که درست انتخابش کردی. شاید پاییز بارانی دلخورشه ولی فکر کنم ماوراء پاییز بارانی هم پاییزی دیگر یست. راستی گاهی به این رسیدی که گاهی ماوراء چیزی یا موردی یا مسئله ای رو حس می کنی؟که نه می تونی بیانش کنی. نه می تونی نقاشی اش کنی. بعد برای یکی از حاشیه هات هم باید بگم مهربون هر روزت 15 مرداده . چون پر محتواتر و عمیق تر می شه.تا بعدی بهتر.

http://solookemehr.persianblog.com - mehreshabane@yahoo.coms

اعظم
چهارشنبه، ۱ شهریورماه ۱۳۸۵، ۱:۲۱ بعدازظهر

سلام
ممنون که سرزدی و ممنون به خاطر لینک .....
قالب جدید هم مبارک ! افقی بودنش خیلی برام جالب بود !
نمی دونم چرا صدای بارون رو نشنیدم ؟
شاید تقصیر گوشامه که عادت کردن فقط صداهایی رو بشنون که می شنون !
بازم میام .. فعلا...

http://www.daneyedel.persianblog.com/ - daneyedel@yahoo.com

نیما
سه شنبه، ۳۱ مردادماه ۱۳۸۵، ۱۱:۵۷ بعدازظهر

بابا!....
استاد!... کولاک کردی در فضای مجازی.
و اما بعد...
راست گفتی! خیلی از ماها این دوگانه گی رو داریم. در واقع باید بگم تا جایی که به من مربوط می شه اصلآ برای فهم عرفان به فلسفه کشیده شدم. عرفان یعنی شناخت. فلسفه هم قراره - دست کم قراره - که به آدم شناخت اعطاء کنه. اگر چه اهل عرفان در این مورد پرمدعا تر هستند ولی من فکر می کنم چندان هم پربیراه نمی گن!

http://c-g-jung.blogspot.com -

زامیاد
سه شنبه، ۳۱ مردادماه ۱۳۸۵، ۱۱:۴۰ بعدازظهر

اومدم خوشامدگویی و اینکه ببینم چه کردی با خونه جدید اما نمیدونم امشب چه مرگم شده این مطلب آخرت رو که خوندم بغضم گرفت جداً دلم میخواد بشینم زار بزنم!!!! راستی این رنگ بنفش یواش با اسم وبلاگت خیلی هماهنگه. و اینم که اول باید بیای پایین بعدش بپیچی دست راست بعد دوباره بری بالا بیای پایین خیلی جالبه :))

http://zamyad.blogsky.com -

سه شنبه، ۳۱ مردادماه ۱۳۸۵، ۹:۲۵ بعدازظهر

و بدان ای پسر که اگر بدین چهار عمل کنی انگه ایزد تعالی حجاب ازدیده ات بر دارد: 1-هر چه نادیدنیست دیده انگاری2-هر چه نشنیدنیست شنیده انگاری3-هر فعلیکه ناکردنیست همان فعل بکنی 4-هر چه دل بستنیت همان از خود برانی(فقط بعد برداشتن حجاب مواظب منکرات باشید)

-

سه شنبه، ۳۱ مردادماه ۱۳۸۵، ۲:۴۰ بعدازظهر

سلام دوست عزیزم. از اینکه به وبلاگ شاعران ایران سری زده بودید متشکرم. به زودی آدرس سایت شما را یعنی
http://www.hamed-bd.com/portfolio/
در وبلاگ خود قرار خواهم داد تا این دوستی پایدارتر باشد. در ضم وبلاگ خیلی خوبی دارید. موفق باشید.
مریم کاظمی

http://shaeraneiran.persianblog.com/ -

سه شنبه، ۳۱ مردادماه ۱۳۸۵، ۸:۱۷ صبح

سلام اقا حامد. خوب من كه هنوز مطلب تو وقت نكردم بخونم ولي خوب مي خواستم بگم بابا وب سايت، بابا ام تي، بابا تمپليت، و....
اميدوارم موفق باشي. اگه كمكي از من بر مياد بهم بگو. اسكريپتي چيزي خواستي.
قربونت،
n3ol3oy@gmail.com

http://peotintopoems.blogspot.com -


سه شنبه، ۳۱ مردادماه ۱۳۸۵، ۴:۳۹ صبح

ولی این یک پیام واقعی است. خوب خونه جدید مبارک. نظرهامو راجع به اینجا و ایم صدای بارون قبلا گفتم. نگران 30 شهریور هم نباش. می خوای همین جالا تولدت رو بهت تبریک بگم؟

http://alamat-soal.persianblog.com -



Copyright © 2006 Hamed-bd.com. All rights reserved. Powered by MT 3.2