اره. قرارداد كتاب رو بستم و الان داره مراحل اخر ويرايش و چاپ رو ميگذرونه. اما من متاسفانه اصلن تو جريانش نيستم. نه طرح روي جلدش ميدونم چي يه و نه حتي مقدمه اي براش نوشتم. هر چند كتاب دولتي همين چيزا رو هم داره ديگه. بهتر از گوشه اتاق خاك خوردنشه.
----------------
پاسخ: خب خیلی خوشحال شدم. به هر حال اینطور که معلومه راه دیگه ای برای چاپش نبوده و قطعا با همین شکل هم اتفاق مبارکیه. مبارکت باشه عزیز...
سلام حامد عزیزم
شاید این نظر خیلی دیر باشد خیلی خیلی دیر هم باشد اما باور کن سختم بود.سختم بود که برای نبودنت بنویسم و برای رفتنت گم شدنت در جریان سیال زندگی و دور شدنت از محیط اطرافم....
تو رفتی تا از راه غم نان ،غم دل باز کنی و من می ترسم، می ترسم این موج بلند«زندگی به قصد زنده مانی »قایق کوچک تو را در هم بشکند، هرچند که می دانم ناخدای کهنه کاری هستی!!! تو ادمی و ادمی از پوست و گوشت و استخوان است،برای همین می ترسم قبل از تقطیر شدن تصعید شوی با فشار مضاعف این جریان پر هیاهوی برای هیچ!!
ولی با تمام این ها تو همیشه توانسته ای و بدست آورده ای و خوب می دانی چطور تطابق پیدا کنی با محیط اطرافت و تا حد زیادی مطمئن هستم وقتی اب خوردی دوباره بر خواهی گشت و با همان علاقه و دقت تابلوی نقاشیت را تحلیل خواهی کرد!!
حاشیه هایت به دل می نشستند و امیدوارم این «تغییر» شامل خصوصیات قبلی حامد بیدی هم باشد!!
سلام
من وبلاگتان را در سایت استایلز معرفی کردم،والبته آنها هم با روی خوش به این درخواست جواب مثبت دادند و آن را در میان سایر طرح های وب فارسی قرار دادن:
http://www.styles.ir/1388/07/hamed-bd-weblog-jpg/
موفق باشید
اگر معنی پنهان این متن را به درستی حس کرده باشم ، دلشوره ام چندان بی مورد نیست.
قوانین قطعی طبیعت را نمی توان خیلی ساده به نسبیت قاعده های شیرین رابطه ها تعمیم داد. خود طبیعت هم از تخطی بارور شده و ژن هایش جهش عالی پیدا کرده.
خدا کند همه چیز به خیر و صلاح باشد.
سلام حامد. طرح روي جلد كتابي كه با موضوع سپهري باشه تا حالا كار نكردي ؟؟
------------------------------
پاسخ: سلام فرزاد عزیز. طرح جلد کتاب با این موضوع نه، کار نکردم. درباره سهراب طرح هام همه تحت وب بوده که خودت تو کفشهایم کو دیدی.
البته حالا که گفتی دارم به این فکر می کنم که برای سهراب یک طرح پوستر یا تصویرسازی کار کنم. شاید هم چیزی طرح زدم و تقدیمش کردم.
راستی! تو قرار شد کتابت چاپ بشه نه؟ تا جایی که یادم هست تو وبلاگت خبرای خوشی در این باره نوشته بودی...
درمیان مردمان *زندگی کردن*هنراست
سلام حامد جان. تغيير آدم رو هوشيار مي كنه اما هميشه بايد مراقب بود. «شايد چو وا بيتي، خير تو در آن باشد» البته شايد.
تست می شود!
سلام
بابت قالب ساز انلاین متشکرم
مطالبتونم نخوندم.بعدش میخونم به امید خدا
حالا نظر یکی چه تاثیری میتونه تو کار کسی داشته باشه..یه خرده فک کردن میخوا د برا من
موفقیت بیشتری برا شما و همسرتون ارزومندم
che khoob hese mano bayan kardi.dirooz dashtam be doostam migoftam mikham beream 6 mah kalkate.......aramesh mikham....migoft too oon shoolooghi.... aramesh?????
من با حاشیه 1 موافقم
سلام عزیزم.اولا تبریک به خاطر شغل جدید ثانیا بهتر بود به جای سامان مینوشتی اسماعیل آخه ... . ثالثا... ولش کن میخواستم ... .این نقطه ها برات علامت سوال بمونه تا وقتی دیدمت جاهای خالی رو پر کنم.مواظب خودت باش
وبلاگ خوبی داری.مشخصه مطالبش رو با فکر می نویسی و عمیق.خیلی هم قشنگ مینویسیش.مرسی. تغییرات خوبی داشته باشی :)
هميشه تقطير مساوي تلخيصه؟ شايد براي بودن آنچه ما ناميده ميشود نياز به كمي ناخالصي باشد. مي دانستي آب تقطير شده زودتر بخار ميشود؟ حالا بايد ديد آب بيشتر نزديك به بودن است يا بخار آب؟
-------------------------------------------------------
پاسخ:
بحثی نیست. من از آنرو "تقطیر" گفتم که بخار، آب می شود و از آسمان به زمین باز می گردد. انگار از بالای ابرهای معنویات و انتزاعیات با سر به زمین بازگردی! در راستای شستن یک بشقاب...
در شگفتم که زمانی فقط دو نفر بودند و تنها نبودند
و امروز ماییم و این جمعیت روزافزون
و تنها تر از همیشه...
کسی چه می داند
شاید آن دو هم تنها بودند
:o
باورم نمیشه!
من این پست رو قبلا خوندم؟
پس چرا نفهمیدم ؟