بعد از دیدن کارات امیدوارت شدم . اینکه بزرگتر شده ای در حرفهایت که حجمتا کوچکتر شده اند به چشم من که آمد.به بی حوصلگی هایت هم چشم ها را باید بست... کتاب حقیقت و زیبایی هم از اونای دیگه مهمتره لطفا....قالبت رو هم تهی کن از این رنگ مبتذل!(RGB رو حیف سلیقه ی کدرت نکن ) یه خورده هم به این جمله فکر کن:
vaghean web lageee topii dari
اگر اینجا دیگر به ذائقه ی من خوش نیست، شاید دلیلش سخت شدگی ذهن و دل و حسم باشد ... نمی دانم !
می آیی برای نقدم؟
به به
چه عججججججججبببب!!!
گفتیم مزدوج شدی دیگه ازدست رفتی!!
خوبی؟
خوشی؟
تولد سحر خانوم هم مبااااااارک....
بابا تو کجا اول پاییزی؟؟؟؟
تو آخر تابستونی!
من شهریوری ها رو از هفت فرسخی میشناسم!
خوش باشی و
یاحق...
نوشته ی تو من را یاد مادر انداخت و آن خانه ی بی نهایت امن و خیس چرخیدن. تا که باز هم بچرخی برای تولدی دیگر در چشم و گرمای دست کسی که در آینه فقط تو را می بیند و تو او را.
دعا می کنم از این پاییز که در تو ریشه دارد و آن زمستان که او را بر شاخه اش نشسته سالهای بسیار بگذرد. طلایی با روکشی سپید.
ما نیز به نمایندگی از جامعه ی زبانی تولد سحر خانم را تبریک عرض نموده و کماکان برای ایشان و همسر مربوطه زندگی سرشار از عشق و پول آرزومندیم
سلام
مطلب جدید وبتان را خواندم و استفاده کردم ..
منم مدتیست به روزم وقت داشتید مطالعه بفرمایید .متشکرم
سلام
مطلب جدید وبتان را خواندم و استفاده کردم ..
منم مدتیست به روزم وقت داشتید مطالعه بفرمایید .متشکرم
والا من مطلب تغییراتتو نخوندم ، یعنی توی آرشیوت نرفتم . ولی همین مطلب عمق تغییراتو و فاجعه رو نشون می ده :)