سلام
متشكرم از نظراتتون راجع به مطالبم
اميدوارم از اين به بعد جلسات مجمع پر بار تر باشه
از اينكه سايتتون ساختار شكن بود لذت بردم
موفق باشيد
سلام . خبر مهم اینکه بالاخره آپدیت کردم ، و البته عذر کم کار بودنم موجهه. چون به هر حال امسال در پادگان پشت کنکوری های ارجمند مشغول خدمت هستم ... و از خوندن این مطلب شما مثل بقیه به غایت لذت بردم . خصوصآ قسمت 3 . معنی این حس و چیزایی شبیه به این برای من درک ماوراییه که در زندگی ما جریان داره و از درکش عاجزیم.شاید هم خیلی وقتا حوصله نداریم . و فقط گاهی پیش میاد که یه سنبل آبی ما رو متوجه یه قدرت عظیم در ماورای ادراک زمینیمون می کنه .
کاریش نمیشود کرد !
پاری وقتها آدم وقت کم میآورد!
ولی هواسم به آنچه گفتی هست دوست خوب...
میآیی؟
سلام مهربون. چه سال پر باري رو شروع كردي. خسته نباشي. يك شبه ره صد ساله رو طي مي كني.راهت پر بار تر باد.
اصلا مهم نیست دیگ شما چه رنگیه .همین که دوباره سری زدید به وبلاگ بنده ممنون. اما مگه دعوا دارید ؟ از اینکه از نسبتها سر در نیاوردید جای تعجب نداره... این یکی از ضعف های آقایونه که معمولا بهره هوشی شون کمی نقصان داره نسبت به خانمها.اما با اینحال بهتون میگم که من خاله خانم برادر دختر خواهرم هستم.اونم چه خاله خانمی !!!! ضمنا اگر من خیلی وقته تو وبلاگم چیزی ننوشتم به این خاطر بوده که خیلی گرفتار بودم.به زودی میام و روی همتو ن رو کم میکنم. :)
سلام و درود
به وبلاگ گفت و گو نویس سر بزنید .
قشنگ بود... اما عادت! اجتناب ناپذیر است... شاید تو راهی بیابی ... برای اجتناب از این اجتناب ناپذیر!
اول!!! اتفاقامنم تهران بودم سفرنامشم گذاشتم تو وبلاگ با عکس!!!
با سلام و تبریک سال نو.
بابت این سایت زیبا و متفاوت با بقیه سایت ها به شما تبیریک میگم امیدوارم موفق باشید.
شما هميشه حاشيه هاي پر بار تري داريد و من مشتاق خواندنش هستم
ممنون
گوشه ي دل با محسن نامجو دوباره نو شد
پیش ترها می ترسیدم که به عادت کردن، عادت کنم. هنوز هم می ترسم که به عادت کردن، عادت کنم. می دانم فردا هم که بیاید، از اینکه به عادت کردن، عادت کنم، خواهم ترسید. این ترس را هرگز نمی توانم حذف کنم. با اینهمه نباید بگذارم این ترس به "حال" زنجیرم کند! باید حرکت کنم و کار و آپارتمان و ماشین و همسر و شناسنامه را در کنار این ترس بپذیرم. فقط یادم باشد با کسی همآغوش شوم که مثل من از عادت کردن به
عادت بترسد! -------- آخرین عکس بسیار زیبا بود.
سلام دوست عزیز!
امیدوارم صحتمند باشید. نوشته کرده اید که ما می خواهیم این بدبینی ها را از طریق یک جنبش فرهنگی از بین ببریم؟!؟ کدام نوع جنبش فرهنگی؟ آیا جنبش افراط گرا و شیونیستی ملایا و اخندای ایرانی؟ آیا همان جنبش فرهنگی که به غیر از خود دیگران را نا اهل خطاب می کنید؟ و دیگر اینکه حدیث شریف از پیغمبر مبارک اسلام اورده اید که اگر همسایه ات نیازمند بود وتو راحت خوابیده ای مسلمان نیستی. درست است اما شما ملت خبیث و خود خواه ایران در دوران جهاد بر حق مردم افغان علیه شوروی وقت چه ها کردید؟ تا هنوز مهاجرین بیچارۀ افغان در ایران حق دسترسی به تعلیمات ابتدایی و عالی را ندارند دوم اینکه بعد از دوران جهاد مردم غیور و مسلمان چه کردید؟ چه جنایت ها را که از طریق سگ های خویش همچون مزاری و محقق بالای مردم مسلمان افغانستان نه کردید!!!
بدان! که مردم و ملت افغان ملت شریف، غیور ومسلمان است و بعید نیست که یکبار دیگر خاور میانه و اسیای جنوبی تحت سلطۀ فرهنگ و تمدن اصل افغانی قرار گیرد.
خسته نباشید.
حامد عزيز سلام
آشنايي با تو براي من بسيار خوشحال كننده است. اميدوارم هر چه زودتر تو رو در تهران بينم.
سلام دوست عزیز...
کارهات شایستهء تقدیره...
خوب مینویسی،
خوب تحلیل میکنی ،
عالی طراحی میکنی.
من لینک اینجا را میگذارم توی وبلاگ
سلام..... عكس ها واقعا عالي هستن
شما شيرازي هستين؟؟؟؟
زشته اگر آدم همشهري خودشو نشناسه ها...